X
تبلیغات
رایتل
مطهرات

148 ده چیز، نجاست را پاک می‏کند و آنها را مطهرات گویند: اول: آب.دوم: زمین. سوم:آفتاب. چهارم: استحاله. پنجم: انتقال. ششم: اسلام. هفتم: تبعیت. هشتم: برطرف شدن عین نجاست. نهم: استبراء حیوان نجاستخوار. دهم: غایب شدن مسلمان. و احکام اینها بطور تفصیل در مسایل آینده گفته می‏شود.



1- آب

149 آب با چهار شرط، چیز نجس را پاک می‏کند: اول: آنکه مطلق باشد. پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بید، چیز نجس را پاک نمی‏کند. دوم: آنکه پاک باشد.سوم: آنکه وقتی چیز نجس را می‏شویند آب مضاف نشود و بو یا رنگ یا مزه نجاست هم نگیرد. چهارم: آنکه بعد از آب کشیدن چیز نجس، عین نجاست در آن نباشد. و پاک شدن چیز نجس با آب قلیل یعنی آب کمتر از کر، شرطهای دیگری هم دارد که بعدا گفته می‏شود.

150 ظرف نجس را با آب قلیل باید سه مرتبه شست، بلکه در کر و جاری هم احتیاط سه مرتبه است، اگر چه ارجح در کر و جاری یک مرتبه است. ولی ظرفی که سگ لیسیده یا از آن ظرف آب یا چیز روان دیگر خورده، باید اول با خاک پاک،خاک مال کرد و بعد بنابر احتیاط واجب دو مرتبه در کر یا جاری یا با آب قلیل شست. و همچنین ظرفی را که آب دهان سگ در آن ریخته، بنابر احتیاط واجب بایدپیش از شستن خاک مال کرد.

151 اگر دهانه ظرفی که سگ دهن زده، تنگ باشد و نشود آن را خاک مال کرد، چنانچه ممکن است باید کهنه به چوبی بپیچند و به توسط آن خاک را به آن ظرف بمالند، و در غیر این صورت پاک شدن ظرف اشکال دارد.

152 ظرفی را که خوک از آن چیز روانی بخورد، با قلیل باید هفت مرتبه شست، و در کر و جاری نیز هفت مرتبه باید شست به احتیاط واجب، و لازم نیست آن را خاک مال کنند، اگر چه احتیاط مستحب آن است که خاک مال شود. و نیز لیسیدن خوک ملحق است به آب خوردن آن، به احتیاط واجب.

153 اگر بخواهند ظرفی را که به شراب نجس شده با آب قلیل آب بکشند، باید سه مرتبه بشویند، و بهتر است هفت مرتبه شسته شود.

154 کوزه‏ای که از گل نجس ساخته شده و یا آب نجس در آن فرو رفته، اگر در آب کر یا جاری بگذارند، به هر جای آن که آب برسد پاک می‏شود. و اگر بخواهند باطن آن هم پاک شود باید به قدری در آب کر یا جاری بماند که آب به تمام آن فرو رود، و فرو رفتن رطوبت کافی نیست.

155 ظرف نجس را با آب قلیل، دو جور می‏شود آب کشید. یکی آنکه سه مرتبه پر کنند و خالی کنند، دیگر آن که سه دفعه قدری آب در آن بریزند و در هر دفعه آب را طوری در آن بگردانند که به جاهای نجس آن برسد و بیرون بریزند.

156 اگر ظرف بزرگی مثل پاتیل و خمره نجس شود، چنانچه سه مرتبه آن را از آب پر کنند و خالی کنند، پاک می‏شود. و همچنین است اگر سه مرتبه از بالا آب در آن بریزند، به طوری که تمام اطراف آن را بگیرد و در هر دفعه آبی که ته آن جمع می‏شود بیرون آورند، و احتیاط واجب آن است که در هر دفعه ظرفی را که با آن آبها را بیرون می‏آورند، آب بکشند.

157 اگر مس نجس و مانند آن را آب کنند و آب بکشند، ظاهرش پاک می‏شود.

158 تنوری که به بول نجس شده است، اگر دو مرتبه از بالا آب در آن بریزند، به طوری که تمام اطراف آن را بگیرد، پاک می‏شود. و در غیر بول اگربعد از برطرف شدن نجاست‏یک مرتبه به دستوری که گفته شد، آب در آن بریزند، کافی است. و بهتر است که گودالی ته آن بکنند تا آبها در آن جمع شود و بیرون بیاورند، بعد آن گودال را با خاک پاک پر کنند.

159 اگر چیز نجس را بعد از برطرف کردن عین نجاست، یک مرتبه در آب کر یا جاری فرو برند که آب به تمام جاهای نجس آن برسد، پاک می‏شود. و احتیاط واجب آن است که فرش و لباس و مانند اینها را طوری فشار یا حرکت دهند که آب داخل آن خارج شود.

160 اگر بخواهند چیزی را که به بول نجس شده با آب قلیل آب بکشند،چنانچه یک مرتبه آب روی آن بریزند و از آن جدا شود، در صورتی که بول در آن چیز نمانده باشد، یک مرتبه دیگر که آب روی آن بریزند پاک می‏شود. ولی در لباس و فرش و مانند اینها باید بعد از هر دفعه فشار دهند تا غساله آن بیرون آید. و غساله آبی است که معمولا در وقت‏شستن و بعد از آن از چیزی که شسته می‏شود خود به‏خود یا به وسیله فشار می‏ریزد.

161 اگر چیزی به بول پسر شیرخواری که غذا خور نشده، و شیر خوک نخورده نجس شود، چنانچه یک مرتبه آب روی آن بریزند که به تمام جاهای نجس آن برسد،پاک می‏شود. ولی احتیاط مستحب فرش و مانند اینها فشار لازم نیست.

162 اگر چیزی به غیر بول نجس شود چنانچه بعد از برطرف کردن نجاست‏یک مرتبه آب روی آن بریزند و از آن جدا شود، پاک می‏گردد. و نیز اگر در دفعه اولی که آب روی آن می ریزند نجاست آن برطرف شود و بعد از برطرف شدن نجاست هم آب روی آن بیاید پاک می‏شود، ولی در هر صورت لباس و مانند آن را باید فشار دهند تا غساله آن بیرون آید.

163 اگر حصیر نجس را که با نخ بافته شده، در آب کر یا جاری فرو برند،بعد از برطرف شدن عین نجاست، پاک می‏شود.

164 اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند اینها نجس شود، به فرو بردن در کر و جاری پاک می‏گردد. و اگر باطن آنها نجس شود، پاک نمی‏گردد.

165 اگر انسان شک کند که آب نجس به باطن صابون رسیده یا نه، باطن آن پاک است.

166 اگر ظاهر برنج و گوشت‏یا چیزی مانند اینها نجس شده باشد، چنانچه آن را در ظرفی بگذارند و سه مرتبه آب روی آن بریزند و خالی کنند پاک می‏شود و ظرف آن هم پاک می‏گردد. ولی اگر بخواهد لباس یا چیزی را که فشار لازم دارد، در ظرفی بگذارند و آب بکشند باید در هر مرتبه که آب روی آن می ریزند، آن را فشار دهند و ظرف را کج کنند تا غساله‏ای که در آن جمع شده بیرون بریزد.

167 لباس نجسی را که به نیل و مانند آن رنگ شده، اگر در آب کر یا جاری فرو برند و آب پیش از آنکه به واسطه رنگ پارچه مضاف شود به تمام آن برسد، آن لباس پاک می‏شود. اگر چه موقع فشار دادن، آب مضاف یا رنگین از آن بیرون‏آید.

168 اگر لباسی را در کر یا جاری آب بکشند و بعد مثلا لجن آب در آن ببینند، چنانچه احتمال ندهند که جلوگیری از رسیدن آب کرده، آن لباس پاک است.

169 اگر بعد از آب کشیدن لباس و مانند آن، خورده گل یا اشنان در آن دیده شود، در صورتی که بداند که خورده گل یا اشنان با آب شسته شده، پاک است. ولی اگر آب نجس به باطن گل یا اشنان رسیده باشد، ظاهر گل و اشنان پاک و باطن آنها نجس است.

170 هر چیز نجس تا عین نجاست را از آن برطرف نکنند، پاک نمی‏شود، ولی اگر بو یا رنگ نجاست در آن مانده باشد اشکال ندارد. پس اگر خون را از لباس برطرف کنند و لباس را آب بکشند و رنگ خون در آن بماند، پاک می‏باشد. اما چنانچه به واسطه بو یا رنگ یقین کنند یا احتمال دهند که ذره‏های نجاست در آن چیز مانده،نجس است.

171 اگر نجاست بدن را در آب کر یا جاری برطرف کنند بدن پاک می‏شود و بیرون آمدن و دوباره در آب رفتن لازم نیست.

172 غذای نجسی که لای دندانها مانده اگر آب در دهان بگردانند و به تمام غذای نجس برسد، پاک می‏شود.

173 اگر موی سر و صورت زیاد باشد و با آب قلیل آب بکشند، باید فشار دهند که غساله آن جدا شود.

174 اگر جایی از بدن یا لباس را با آب قلیل آب بکشند، اطراف آن جا که متصل به آن است و معمولا موقع آب کشیدن، آن جا نجس می‏شود، در صورتی که آبی که برای پاک شدن محل نجس می ریزند به آن اطراف جاری شود با پاک شدن جای نجس پاک می‏شود. و همچنین است اگر چیز پاکی را پهلوی چیز نجس بگذارند و روی هر دو آب بریزند. پس اگر برای آب کشیدن یک انگشت نجس، روی همه انگشتها آب بریزند و آب نجس به همه آنها برسد، بعد از پاک شدن انگشت نجس تمام انگشتها پاک می‏شود.

175 گوشت و دنبه‏ای که نجس شده مثل چیزهای دیگر آب کشیده می‏شود. و همچنین است اگر بدن یا لباس، چربی کمی داشته باشد که از رسیدن آب به آنها جلوگیری نکند.

176 اگر ظرف یا بدن نجس باشد و بعد به طوری چرب شود که جلوگیری از رسیدن آب به آنها کند، چنانچه بخواهند ظرف و بدن را آب بکشند، باید چربی را برطرف کنند تا آب به آنها برسد.

177 چیز نجسی که عین نجاست در آن نیست، اگر زیر شیری که متصل به کر است‏یک دفعه بشویند، پاک می‏شود. و نیز اگر عین نجاست در آن باشد، چنانچه عین نجاست آن، زیر شیر یا به وسیله دیگر برطرف شود و آبی که از آن چیز می‏ریزد بویا رنگ یا مزه نجاست به خود نگرفته باشد، با آب شیر پاک می‏گردد. اما اگر آبی که از آن می ریزد بو یا رنگ یا مزه نجاست گرفته باشد، باید به قدری آب شیر روی آن بریزند تا در آبی که از آن جدا می‏شود بو یا رنگ یا مزه نجاست نباشد.

178 اگر چیزی را آب بکشد و یقین کند پاک شده و بعد شک کند که عین نجاست را از آن بر طرف کرده یا نه، چنانچه موقع آب کشیدن متوجه برطرف کردن عین نجاست بوده آن چیز پاک است، و اگر متوجه بر طرف کردن عین نجاست نبوده، بنابر احتیاط مستحب باید دوباره آن را آب بکشد.

179 زمینی که آب روی آن جاری نمی‏شود اگر نجس شود با آب قلیل پاک نمی‏گردد. ولی زمینی که روی آن شن یا ریگ باشد چون آبی که روی آن می‏ریزند ازآن جدا شده و در شن و ریگ فرو می‏رود با آب قلیل پاک می‏شود، اما زیر ریگها نجس می‏ماند.

180 زمین سنگ فرش و آجر فرش و زمین سختی که آب در آن فرو نمی رود، اگر نجس شود با آب قلیل پاک می‏گردد، ولی باید به قدری آب روی آن بریزند که جاری شود. و چنانچه آبی که روی آن ریخته‏اند از سوراخی بیرون رود همه زمین پاک می‏شود، و اگر بیرون نرود جایی که آبها جمع می شود نجس می‏ماند، و برای پاک شدن آنجا باید گودالی بکنند که آب در آن جمع شود، بعد آب را بیرون بیاورندو گودال را با خاک پاک پر کنند.

181 اگر ظاهر نمک سنگ و مانند آن نجس شود، با آب کمتر از کر هم پاک می‏شود.

182 اگر شکر آب شده نجس را قند بسازند و در آب کر یا جاری بگذارند، پاک نمی‏شود.



2- زمین

183 زمین با سه شرط، کف پا و ته کفش نجس را پاک می‏کند: اول: آنکه زمین پاک باشد. دوم: آنکه خشک باشد. سوم: آنکه اگر عین نجس مثل خون و بول، یا متنجس مثل گلی که نجس شده در کف پا و ته کفش باشد، به واسطه راه رفتن یا مالیدن پا به زمین برطرف شود. و نیز زمین باید خاک یا سنگ یا آجر فرش و مانند اینها باشد، و با راه رفتن روی فرش و حصیر و سبزه، کف پا و ته کفش نجس پاک نمی‏شود. و اگر به واسطه غیر راه رفتن نجس شده باشد، پاک شدنش به واسطه راه رفتن اشکال دارد.

184 پاک شدن کف پا و ته کفش نجس، به واسطه راه رفتن روی آسفالت و روی زمینی که با چوب فرش شده، محل اشکال است. بلکه پاک نشدن اقوی است.

185 برای پاک شدن کف پا و ته کفش، بهتر است پانزده قدم یا بیشتر راه بروند، اگر چه به کمتر از پانزده قدم یا مالیدن پا به زمین، نجاست برطرف شود.

186 لازم نیست کف پا و ته کفش نجس، تر باشد. بلکه اگر خشک هم باشد به راه رفتن پاک می‏شود.

187 بعد از آنکه کف پا و ته کفش نجس به راه رفتن پاک شد، مقداری از اطراف آن هم که معمولا به گل آلوده می‏شود، اگر زمین یا خاک به آن اطراف برسد، پاک می‏گردد.

188 کسی که با دست و زانو راه می رود، اگر کف دست‏یا زانوی او نجس شود، پاک شدن دست و زانوی او به وسیله راه رفتن، محل اشکال است. و همچنین است‏ته عصا و ته پای مصنوعی و نعل چهار پایان و چرخ اتومبیل و درشکه و مانند اینها.

189 اگر بعد از راه رفتن ذره‏های کوچکی از نجاست که دیده نمی‏شود در کف پا یا ته کفش پا بماند، باید آن ذره‏ها را هم برطرف کرد، ولی باقی بودن بو و رنگ اشکال ندارد.

190 توی کفش و مقداری از کف پا که به زمین نمی‏رسد به واسطه راه رفتن پاک نمی‏شود، و پاک شدن کف جوراب به واسطه راه رفتن، محل اشکال است. ولی اگر کف جوراب از پوست باشد، به وسیله راه رفتن پاک می‏شود.



3- آفتاب

191 آفتاب، زمین و ساختمان و چیزهایی که مانند درب و پنجره در ساختمان به کار برده شده و همچنین میخی را که به دیوار کوبیده‏اند و جزو ساختمان حساب می‏شود، با شش شرط پاک می‏کند: اول: آنکه چیز نجس به طوری تر باشد که اگر چیز دیگری به آن برسد تر شود. پس اگر خشک باشد، باید به وسیله‏ای آن را تر کنند تا آفتاب خشک کند. دوم: آنکه اگر عین نجاست در آن چیز باشد، پیش از تابیدن آفتاب، آن را برطرف کنند. سوم: آنکه چیزی از تابیدن آفتاب جلوگیری نکند. پس اگر آفتاب از پشت پرده یا ابر و مانند اینها بتابد و چیز نجس را خشک کند، آن چیز پاک نمی‏شود. ولی اگر ابر به قدری نازک باشد که از تابیدن آفتاب جلوگیری نکند، اشکال ندارد. چهارم: آنکه آفتاب به تنهایی چیز نجس را خشک کند. پس اگر مثلا چیز نجس به واسطه باد و آفتاب خشک شود، پاک نمی‏گردد، ولی اگر باد به قدری کم باشد، که نگویند به خشک شدن چیز نجس کمک کرده، اشکال ندارد. پنجم: آنکه آفتاب مقداری از بنا و ساختمان را که نجاست به‏آن فرو رفته، یک مرتبه خشک کند. پس اگر یک مرتبه بر زمین و ساختمان نجس بتابد، و روی آن را خشک کند و دفعه دیگر زیر آن را خشک نماید، فقط روی آن پاک می‏شود و زیر آن نجس می‏ماند. ششم: آنکه مابین روی زمین یا ساختمان که آفتاب به آن می‏تابد، با داخل آن، هوا یا جسم پاک دیگری فاصله نباشد.

192 آفتاب حصیر نجس را پاک می‏کند، و همچنین درخت و گیاه به واسطه آفتاب پاک می‏شود.

193 اگر آفتاب به زمین نجس بتابد، بعد انسان شک کند که زمین موقع تابیدن آفتاب تر بوده یا نه، یا تری آن به واسطه آفتاب خشک شده یا نه، آن زمین نجس است. و همچنین است اگر شک کند که پیش از تابش آفتاب عین نجاست از آن برطرف شده یا نه، یا شک کند که چیزی مانع تابش آفتاب بوده یا نه.

194 اگر آفتاب به یک طرف دیوار نجس بتابد، طرفی که آفتاب به آن نتابیده پاک نمی‏شود، ولی اگر دیوار به قدری نازک باشد که به واسطه تابش به‏یک طرف، طرف دیگرش هم خشک شود پاک می‏گردد.



4- استحاله

195 اگر جنس چیز نجس به طوری عوض شود که به صورت چیز پاکی در آید، پاک می‏شود و می‏گویند استحاله شده است. مثل آن که چوب نجس بسوزد و خاکستر گردد، یا سگ در نمکزار فرو رود و نمک شود. ولی اگر جنس آن عوض شود، مثل آن که گندم نجس را آرد کنند یا نان بپزند، پاک نمی‏شود.

196 کوزه گلی و مانند آن، که از گل نجس ساخته شده نجس است. و باید از ذغالی که از چوب نجس درست‏شده اجتناب نمایند.

197 چیز نجسی که معلوم نیست استحاله شده یا نه، نجس است.

198 اگر شراب به خودی خود یا به واسطه آنکه چیزی مثل سرکه و نمک در آن ریخته‏اند سرکه شود، پاک می‏گردد.

199 شرابی که از انگور نجس درست کنند، به سرکه شدن پاک نمی‏شود، بلکه اگر نجاستی هم از خارج به شراب برسد، احتیاط واجب آن است که بعد از سرکه شدن از آن اجتناب نمایند.

200 سرکه‏ای که از انگور و کشمش و خرمای نجس درست کنند نجس است.

201 اگر پوشال زیر انگور یا خرما داخل آنها باشد و سرکه بریزند، ضرر ندارد. و نیز اگر پیش از آن که خرما و کشمش و انگور سرکه شود، خیار و بادمجان و مانند اینها در آن بریزند، اشکال ندارد.



5- کم شدن دو سوم آب انگور

202 آب انگوری که جوش آمده، پیش از آنکه ثلثان شود، یعنی دو قسمت آن کم شود و یک قسمت آن بماند، نجس نیست ولی خوردن آن حرام است. ولی اگر ثابت‏ شود که مست کننده است، حرام و نجس می‏باشد و فقط به سرکه شدن پاک و حلال می‏شود.

203 اگر مثلا در یک خوشه غوره یک دانه یا دو دانه انگور باشد،چنانچه به آبی که از آن خوشه گرفته می‏شود آبغوره بگویند و اثری از شیرینی در آن نباشد و بجوشد، پاک و خوردن آن حلال است.

204 چیزی که معلوم نیست غوره است‏یا انگور، اگر جوش بیاید، حرام نمی‏شود.



6- انتقال

205 اگر خون بدن انسان یا خون حیوانی که خون جهنده دارد، یعنی حیوانی که وقتی رگ آن را ببرند، خون از آن جستن می‏کند، به بدن حیوانی که خون جهنده ندارد، برود و خون آن حیوان حساب شود پاک می‏گردد، و این را انتقال گویند. پس خونی که زالو از انسان می‏ مکد، چون خون زالو به آن گفته نمی‏شود و می‏گویند خون انسان است، نجس می‏باشد.

206 اگر کسی پشه‏ای را که به بدنش نشسته بکشد و نداند خونی که از پشه بیرون آمده از او مکیده یا از خود پشه می‏باشد، پاک است. و همچنین است اگربداند از او مکیده ولی جزو بدن پشه حساب شود. اما اگر فاصله بین مکیدن خون و کشتن پشه به قدری کم باشد که بگویند خون انسان است، یا معلوم نباشد که می‏گویند خون پشه است‏یا خون انسان، نجس می‏باشد.



7- اسلام

207 اگر کافر شهادتین بگوید، یعنی بگوید: "اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله"، مسلمان می‏شود، و بعد از مسلمان شدن، بدن و آب دهان و بینی و عرق او پاک است. ولی اگر موقع مسلمان شدن، عین نجاست به بدن او بوده، باید برطرف کند و جای آن را آب بکشد. ولی اگر پیش از مسلمان شدن، عین نجاست برطرف شده باشد، لازم نیست جای آن را آب بکشد.

208 اگر موقعی که کافر بوده، لباس او با رطوبت به بدنش رسیده باشد و آن لباس در موقع مسلمان شدن در بدن او نباشد، نجس است. بلکه اگر در بدن او هم باشد، بنابر احتیاط واجب باید از آن اجتناب کند.

209 اگر کافر شهادتین بگوید و انسان نداند قلبا مسلمان شده یا نه، پاک است.ولی اگر بداند قلبا مسلمان نشده، بنابر احتیاط واجب باید از او اجتناب کرد.



8- تبعیت

210 تبعیت آن است که چیز نجسی به واسطه پاک شدن چیز نجس دیگر، پاک شود.

211 اگر شراب سرکه شود، ظرف آن هم تا جایی که شراب موقع جوش آمدن به‏آن جا رسیده، پاک می‏شود. و کهنه و چیزی هم که معمولا روی آن می‏گذارند، اگر به آن رطوبت نجس شود، پاک می‏گردد. بلکه اگر موقع جوشیدن سر برود و پشت ظرف به آن آلوده شود، بعد از سرکه شدن، پشت ظرف هم پاک می‏شود.

212 تخته یا سنگی که روی آن میت را غسل می‏دهند، و پارچه‏ای که با آن عورت میت را می‏پوشانند، و دست کسی که او را غسل می‏دهد، و همین طور کیسه و صابونی که با آن شسته می‏شود، بعد از تمام شدن غسل پاک می‏شوند.

213 کسی که چیزی را با دست‏خود آب می‏کشد، اگر دست و آن چیز با هم آب کشیده شود، بعد از پاک شدن آن چیز، دست او هم پاک می‏شود.

214 اگر لباس و مانند آن را با آب قلیل، آب بکشند و به اندازه معمول فشار دهند تا آبی که روی آن ریخته‏اند جدا شود، آبی که در آن می‏ماند پاک است.

215 ظرف نجس را که با آب قلیل آب می‏کشند، بعد از جدا شدن آبی که برای پاک شدن، روی آن ریخته‏اند، قطره‏های آبی که در آن می‏ماند پاک است.



9- برطرف شدن عین نجاست

216 اگر بدن حیوان به عین نجس مثل خون، یا متنجس مثل آب نجس، آلوده شود،چنانچه آنها برطرف شود، بدن آن حیوان پاک می‏شود. و همچنین است باطن بدن انسان مثل توی دهان و بینی. مثلا اگر خونی از لای دندان بیرون آید و در آب دهان از بین برود، آب کشیدن توی دهان لازم نیست. ولی اگر دندان عاریه در دهان نجس شود، باید آن را آب بکشند، به احتیاط واجب.

217 اگر غذا لای دندان مانده باشد و داخل دهان خون بیاید، چنانچه انسان نداند که خون به غذا رسیده، آن غذا پاک است. و اگر خون به آن برسد، بنابر احتیاط واجب نجس می‏شود.

218 جایی را که انسان نمی‏داند از ظاهر بدن است‏یا باطن آن، اگر نجس شود، لازم نیست آب بکشد، اگر چه آب کشیدن احوط است.

219 اگر گرد و خاک نجس به لباس و فرش و مانند اینها بنشیند، چنانچه هر دو خشک باشند، نجس نمی‏شود. و اگر گرد و خاک یا لباس و مانند اینها تر باشد، باید محل نشستن گرد و خاک را آب بکشند.



10- استبراء حیوان نجاستخوار

220 بول و غائط حیوانی که به خوردن نجاست انسان عادت کرده، نجس است. و اگر بخواهند پاک شود باید آن را استبراء کنند، یعنی تا مدتی که بعد از آن مدت دیگر نجاستخوار به آن نگویند، نگذارند نجاست بخورد و غذای پاک به آن بدهند. و بنابر احتیاط واجب باید شتر نجاستخوار را چهل روز و گاو را بیست روز و گوسفند را ده روز و مرغابی را پنج روز و مرغ خانگی را سه روز، از خوردن نجاست جلوگیری کنند، و غذای پاک به آنها بدهند.



11- غایب شدن مسلمان

221 اگر بدن یا لباس مسلمان یا چیز دیگری که مانند ظرف و فرش در اختیار او است نجس شود و آن مسلمان غایب گردد، اگر انسان احتمال بدهد که آن چیز را آب کشیده یا یه واسطه آنکه مثلا آن چیز در آب جاری افتاده پاک شده است، اجتناب از آن لازم نیست.

222 اگر خود انسان یقین کند که چیزی که نجس بوده، پاک شده است، یا دو عادل به پاک شدن آن خبر دهند، آن چیز پاک است. و همچنین است اگر کسی که چیز نجس در اختیار او است بگوید آن چیز پاک شده، یا مسلمانی چیز نجس را آب کشیده باشد، اگر چه معلوم نباشد درست آب کشیده یا نه.

223 کسی که وکیل شده است لباس انسان را آب بکشد و لباس هم در تصرف او باشد، اگر بگوید آب کشیدم، آن لباس پاک است.

224 اگر انسان حالی دارد که در آب کشیدن چیز نجس یقین پیدا نمی‏کند، می‏تواند به گمان اکتفا نماید.



احکام ظرفها

225 ظرفی که از پوست‏ سگ یا خوک یا مردار ساخته شده خوردن و آشامیدن از آن ظرف حرام است و نباید آن ظرف را در وضو و غسل و کارهایی که باید با چیز پاک انجام داد، استعمال کنند. بلکه احتیاط واجب آن است که چرم سگ و خوک و مردار را اگر چه ظرف هم نباشد، استعمال نکنند.

226 خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره و استعمال آنها حرام است. ولی استعمال آنها در زینت اتاق حرام نیست. و نگاه داشتن نیز حرام نمی‏باشد.

227 ساختن ظرف طلا و نقره و مزدی که برای آن می‏گیرند، حرام نیست.

228 خرید و فروش ظرف طلا و نقره و پول عوضی هم که فروشنده می‏گیرد، حرام نیست.

229 گیره استکان که از طلا یا نقره می‏سازند اگر بعد از برداشتن استکان،ظرف به آن گفته شود، استعمال آن چه به تنهایی و چه با استکان حرام است. واگر ظرف به آن گفته نشود، استعمال آن مانعی ندارد.

230 استعمال ظرفی که روی آن را آب طلا یا آب نقره داده‏اند، اشکال ندارد.

231 اگر فلزی را با طلا یا نقره مخلوط کنند و ظرف بسازند، چنانچه مقدار آن فلز به قدری زیاد باشد که ظرف طلا یا نقره به آن ظرف نگویند، استعمال آن مانعی ندارد.

232 اگر انسان غذایی را که در ظرف طلا یا نقره است در ظرف دیگر بریزد، این استعمال جایز است. ولی اگر بخواهد از ظرف دوم غذا بخورد و خالی کردن ظرف برای آن نباشد که غذا خوردن از ظرف طلا یا نقره جایز نیست، این استعمال حرام می‏باشد.

233 استعمال بادگیر قلیان و غلاف شمشیر و کارد و قاب قرآن، اگر از طلا یا نقره باشد، اشکال ندارد. و همچنین عطردان و سرمه‏دان و مثل اینها.

234 استعمال ظرف طلا یا نقره در حال ناچاری اشکال ندارد، استعمال کرد، بلکه گاهی واجب است.

235 استعمال ظرفی که معلوم نیست از طلا یا نقره است‏یا از چیز دیگر، اشکال ندارد.



وضو

236 در وضو واجب است صورت و دستها را بشویند و جلوی سر و روی پاها را مسح کنند.

237 درازای صورت را باید از بالای پیشانی - جایی که موی سر بیرون می‏آید - تا آخر چانه شست، و پهنای آن به مقداری که بین انگشت وسط و شست قرار می‏گیرد، باید شسته شود، و اگر مختصری از این مقدار نشوید، وضو باطل است. و برای آنکه یقین کند این مقدار کاملا شسته شده، باید کمی اطراف آن را هم بشوید.

238 اگر صورت یا دست کسی کوچکتر یا بزرگتر از معمول مردم باشد، باید ملاحظه کند که مردمان معمولی تا کجای صورت خود را می‏شویند، او هم تا همان جا را بشوید. و اگر دست و صورتش هر دو بر خلاف معمول باشد، ولی با هم متناسب باشند، لازم نیست ملاحظه معمول را بکند، بلکه به دستوری که در مساله پیش گفته شد،وضو بگیرد. و نیز اگر در پیشانی او مو روییده یا جلوی سرش مو ندارد، باید به‏اندازه معمول پیشانی را بشوید.

239 اگر احتمال دهد چرک یا چیز دیگری در ابروها و گوشه‏های چشم و لب او هست که نمی‏گذارد آب به آنها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، بایدپیش از وضو وارسی کند که اگر هست برطرف نماید.

240 اگر پوست صورت از لای مو پیدا باشد، باید آب را به پوست برساند، واگر پیدا نباشد، شستن مو کافی است و رساندن آب به زیر آن لازم نیست.

241 اگر شک کند که پوست صورت از لای مو پیدا است ‏یا نه، بنابر احتیاط واجب باید مو را بشوید و آب را به پوست هم برساند.

242 شستن توی بینی و مقداری از لب و چشم که در وقت بستن دیده نمی‏شود واجب نیست، ولی برای آنکه یقین کند از جاهایی که باید شسته شود چیزی باقی نمانده، واجب است مقداری از آنها را هم بشوید. و کسی که نمی‏دانسته باید این مقدار را بشوید اگر نداند در وضوهایی که گرفته این مقدار را شسته یا نه، نمازهایی که خوانده صحیح است.

243 باید صورت را بنابر احتیاط واجب از بالا به پایین شست و اگر از پایین به بالا بشوید، وضو باطل است و دستها را باید از مرفق به طرف سر انگشتان بشوید.

244 اگر دست را تر کند و به صورت و دستها بکشد، چنانچه تری دست به‏قدری باشد که به واسطه کشیدن دست آب کمی در آنها جاری شود، کافی است.

245 بعد از شستن صورت باید دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشتها بشوید.

246 برای آنکه یقین کند آرنج را کاملا شسته، باید مقداری بالاتر از آرنج را هم بشوید.

247 کسی که پیش از شستن صورت دستهای خود را تا مچ شسته، در موقع وضو بایدتا سر انگشتان را بشوید و اگر فقط تا مچ را بشوید وضوی او باطل است.

248 در وضو شستن صورت و دستها مرتبه اول واجب و مرتبه دوم جایز و مرتبه سوم و بیشتر از آن حرام می‏باشد. و اگر با یک مشت آب تمام عضو شسته شود و به قصد وضو بریزد، یک مرتبه حساب می‏شود چه قصد بکند یک مرتبه را، یا قصد نکند.

249 بعد از شستن هر دو دست باید جلوی سر را با تری آب وضو که در دست مانده مسح کند، و لازم نیست با دست راست باشد یا از بالا به پایین مسح نماید.

250 یک قسمت از چهار قسمت‏سر که مقابل پیشانی است جای مسح می‏باشد، و هر جای این قسمت را به هر اندازه مسح کند کافی است اگر چه احتیاط مستحب آن است که از درازا به اندازه درازای یک انگشت و از پهنا به اندازه پهنای سه انگشت بسته مسح نماید.

251 لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد، بلکه بر موی جلوی سر هم صحیح است،ولی کسی که موی جلوی سر او به اندازه‏ای بلند است که اگر مثلا شانه کند به صورتش می‏ریزد یا به جاهای دیگر سر می‏رسد، باید بیخ موها را مسح کند یا فرق سر را باز کرده، پوست‏سر را مسح نماید، و اگر موهایی را که به صورت می‏ریزد یا به جاهای دیگر سر می‏رسد جلوی سر جمع کند و بر آنها مسح نماید یا بر موی جاهای دیگر سر که جلوی آن آمده مسح کند باطل است.

252 بعد از مسح سر باید با تری آب وضو که در دست مانده روی پاها را از سریکی از انگشتها تا برآمدگی روی پا مسح کند.

253 پهنای مسح پا به هر اندازه باشد کافی است، ولی بهتر، بلکه احوط آن است که با تمام کف دست، روی پا را مسح کند.

254 اگر در مسح پا همه دست را روی پا بگذارد و کمی بکشد صحیح است.

255 در مسح سر و روی پا باید دست را روی آنها بکشد، و اگر دست را نگهدارد و سر یا پا را به آن بکشد، وضو باطل است. ولی اگر موقعی که دست را می‏کشد سریا پا مختصری حرکت کند، اشکال ندارد.

256 جای مسح باید خشک باشد و اگر به قدری تر باشد که رطوبت کف دست به‏آن اثر نکند مسح باطل است، ولی اگر تری آن به قدری کم باشد که رطوبتی که بعداز مسح در آن دیده می‏شود، بگویند فقط از تری کف دست است، اشکال ندارد.

257 اگر برای مسح، رطوبت در کف دست نمانده باشد، نمی‏تواند دست را با آب خارج، تر کند بلکه باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

258 اگر رطوبت کف دست فقط به اندازه مسح سر باشد، می‏تواند سر را باهمان رطوبت مسح کند، و برای مسح پاها از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد.

259 مسح کردن از روی جوراب و کفش باطل است، ولی اگر به واسطه سرمای شدید یا ترس از دزد و درنده و مانند اینها نتواند کفش یا جوراب را بیرون آورد، مسح کردن بر آنها اشکال ندارد. و اگر روی کفش نجس باشد، باید چیز پاکی برآن بیندازد و بر آن چیز مسح کند.

260 اگر روی پا نجس باشد و نتواند برای مسح، آن را آب بکشد، باید تیمم نماید.




وضوی ارتماسی

261 وضوی ارتماسی آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو، با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد، لیکن برای این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، بایستی در شستن ارتماسی دستها، قصد شستن وضویی، هنگام بیرون آوردن دستها از آب باشد. و یا این که مقداری از دست چپ را باقی گذارد تا آن را با دست راست، ترتیبی بشوید.

262 در وضوی ارتماسی هم باید صورت و دستها از بالا به پایین شسته شود. پس اگر وقتی که صورت و دستها را در آب فرو می‏برد قصد وضو کند باید صورت را از طرف پیشانی و دستها را از طرف آرنج در آب فرو برد. و اگر موقع بیرون آوردن از آب قصد وضو کند باید صورت را از طرف پیشانی و دستها را از طرف آرنج بیرون آورد.

263 اگر وضوی بعضی از اعضا را ارتماسی و بعضی را غیر ارتماسی انجام دهد،اشکال ندارد.




دعاهایی که موقع وضو گرفتن مستحب است

264 کسی که وضو می‏گیرد مستحب است موقعی که نگاهش به آب می‏افتد بگوید:"بسم الله و بالله و الحمد لله الذی جعل الماء طهورا و لم یجعله نجسا" و موقعی که پیش از وضو ست‏خود را می‏شوید بگوید: "اللهم اجعلنی من التوابین و اجعلنی من المتطهرین" و در وقت مضمضه کردن، یعنی آب در دهان گرداندن بگوید: "اللهم لقنی حجتی یوم القاک و اطلق لسانی بذکرک" و در وقت استنشاق یعنی آب در بینی کردن بگوید: "اللهم لا تحرم علی ریح الجنة و اجعلنی ممن یشم ریحها و روحها و طیبها" و موقع شستن رو بگوید: "اللهم بیض وجهی یوم تسود فیه الوجوه و لا تسود وجهی یوم تبیض فیه الوجوه" و در وقت‏شستن دست راست بخواند: "اللهم اعطنی کتابی بیمینی و الخلد فی الجنان بیساری و حاسبنی حسابا یسیرا" و موقع شستن دست چپ بگوید: "اللهم لا تعطنی کتابی بشمالی و لا من وراء ظهری و لا تجعلها مغلولة الی عنقی و اعوذ بک من مقطعات النیران" و موقعی که سر را مسح می‏کند بگوید: "اللهم غشنی برحمتک و برکاتک و عفوک" و در وقت مسح پا بخواند: "اللهم ثبتنی علی الصراط یوم تزل فیه الاقدام و اجعل سعیی فی ما یرضیک عنی یا ذا الجلال و الاکرام".




شرایط وضو

شرایط صحیح بودن وضو سیزده چیز است: شرط اول: آنکه آب وضو پاک باشد. شرط دوم: آنکه مطلق باشد.

265 وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است. اگر چه انسان نجس بودن یا مضاف بودن آن را نداند یا فراموش کرده باشد. و اگر با آن وضو نمازی هم خوانده باشد، باید آن نماز را دوباره با وضوی صحیح بخواند.

266 اگر غیر از آب آلوده مضاف، آب دیگری برای وضو ندارد، چنانچه وقت نماز تنگ است، باید تیمم کند و اگر وقت دارد، باید صبر کند تا آب صاف شود و وضو بگیرد.

شرط سوم: آنکه آب وضو مباح باشد. و همچنین بنا بر احتیاط باید فضایی که در آن وضو می‏گیرد مباح باشد. اگرچه اباحه فضا لازم نیست.

267 وضو با آب غصبی و بان آبی که معلوم نیست صاحب آن راضی است‏یا نه، حرام و باطل است ولی اگر سابقا راضی بوده و انسان نمی داند که از رضایتش برگشته یا نه، وضو صحیح است و نیز اگر آب وضو از صورت و دستها در جای غصبی بریزد، وضوی او صحیح است.

268 وضو گرفتن از حوض مدرسه‏ای که انسان نمی‏داند آن حوض را برای همه مردم وقف کرده‏اند یا برای محصلین همان مدرسه، در صورتی که معمولا مردم از آب آن وضو بگیرند، اشکال ندارد.

269 کسی که نمی‏خواهد در مسجدی نماز بخواند، اگر نداند حوض آن را برای همه مردم وقف کرده‏اند یا برای کسانی که در آن جا نماز می‏خوانند، نمی‏تواند از حوض آن وضو بگیرد، ولی اگر معمولا کسانی هم که نمی‏خواهند در آن جا نماز بخوانند از حوض آن وضو می‏گیرند، می‏تواند از حوض آن وضو بگیرد.

270 وضو گرفتن از حوض تیمچه‏ ها و مسافرخانه‏ ها و مانند اینها برای کسانی که ساکن آن جاها نیستند، در صورتی صحیح است که معمولا کسانی هم که ساکن آن جاها نیستند، با آب آنها وضو بگیرند.

271 وضو گرفتن در نهرهای بزرگ اگر چه انسان نداند که صاحب آنها راضی است، اشکال ندارد. ولی اگر صاحب آنها از وضو گرفتن نهی کند، احتیاط واجب آن است که با آب آنها وضو نگیرند.

272 اگر فراموش کند آب غصبی است و با آن وضو بگیرد صحیح است.

شرط چهارم: آنکه ظرف آب وضو مباح باشد.

شرط پنجم: آنکه ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد.

273 اگر آب وضو در ظرف غصبی است و غیر از آن آب دیگری ندارد باید تیمم کند و چنانچه با آن آب وضو بگیرد باطل است و اگر آب مباح دیگری دارد چنانچه در آن ظرف غصبی، وضوی ارتماسی بگیرد و یا با آن ظرف، آب به صورت و دستها بریزد وضویش باطل است ولی اگر با کف دست آب از آن ظرف بردارد و به صورت و دستها بریزد وضویش صحیح است اگر چه از جهت تصرف در ظرف غصبی فعل حرام، مرتکب شده است و وضوی او از ظرف طلا و نقره به احتیاط واجب مثل وضوی از ظرف غصبی است.

274 اگر در حوضی که مثلا یک آجر یا یک سنگ آن غصبی است، وضو بگیرد صحیح است، ولی اگر وضوی او تصرف در غصب حساب شود، گناهکار است.

275 اگر در صحن یکی از امامان یا امام‏زادگان که سابقا قبرستان بوده، حوض یا نهری بسازند، چنانچه انسان نداند که زمین صحن را برای قبرستان وقف کرده‏اند، وضو گرفتن در آن حوض و نهر اشکال ندارد.

شرط ششم: آنکه اعضای وضو موقع شستن و مسح کردن پاک باشد.

276 اگر پیش از تمام شدن وضو، جایی را که شسته یا مسح کرده نجس شود، صحیح است.

277 اگر غیر از اعضای وضو جایی از بدن نجس باشد، وضو صحیح است. ولی اگر مخرج را از بول یا غائط تطهیر نکرده باشد، اولی آن است که اول آن را تطهیر کند، بعد وضو بگیرد.

278 اگر یکی از اعضای وضو نجس باشد و بعد از وضو شک کند که پیش از وضو آن جا را آب کشیده یا نه، چنانچه در موقع وضو ملتفت پاک بودن و نجس بودن آن جا نبوده، وضو باطل است. و اگر می‏داند ملتفت بوده یا شک دارد که ملتفت بوده یا نه، وضو صحیح است. و در هر صورت جایی را که نجس بوده باید آب بکشد.

279 اگر در صورت یا دستها بریدگی یا زخمی است که خون آن بند نمی‏آید و آب برای آن ضرر ندارد، باید در آب کر یا جاری فرو برد و قدری فشار دهد که خون بند بیاید بعد به دستوری که گفته شد وضوی ارتماسی بگیرد.

شرط هفتم: آنکه وقت برای وضو و نماز کافی باشد.

280 هرگاه وقت به قدری تنگ است که اگر وضو بگیرد، تمام نماز یا مقداری از آن بعد از قت‏خوانده می‏شود، باید تیمم کند. ولی اگر برای وضو و تیمم یک اندازه وقت لازم است، باید وضو بگیرد.

281 کسی که در تنگی وقت نماز باید تیمم کند، اگر وضو بگیرد، صحیح است،چه برای آن نماز وضو بگیرد یا برای کار دیگر.

شرط هشتم: آنکه به قصد قربت‏یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم وضو بگیرد و اگر برای خنک شدن یا به قصد دیگری وضو بگیرد باطل است.

282 لازم نیست نیت وضو را به زبان بگوید یا از قلب خود بگذراند، ولی باید در تمام وضو متوجه باشد که وضو می‏گیرد، به طوری که اگر از او بپرسند چه می‏کنی، بگوید وضو می‏گیرم.

شرط نهم: آنکه وضو را به ترتیبی که گفته شد به جا آورد، یعنی اول صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشوید و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نماید، و باید پای راست را پیش از پای چپ مسح کند. و اگر به این ترتیب وضو نگیرد، باطل است.

شرط دهم: آنکه کارهای وضو را پشت‏ سر هم انجام دهد.

283 اگر بین کارهای وضو به قدری فاصله شود که وقتی می‏خواهد جایی را بشوید یا مسح کند، رطوبت جاهایی که پیش از آن شسته یا مسح کرده خشک شده باشد،وضو باطل است و اگر فقط رطوبت جایی که جلوتر از محلی است که می‏خواهد بشوید یا مسح کند خشک شده باشد، مثلا موقعی که می‏خواهد دست چپ را بشوید رطوبت دست راست‏خشک شده باشد و صورت تر باشد، وضو صحیح است.

284 اگر کارهای وضو را پشت‏سر هم بجا آورد، ولی به واسطه گرمای هوا یا حرارت زیاد بدن و مانند اینها رطوبت‏خشک شود، وضوی او صحیح است.

285 راه رفتن در بین وضو اشکال ندارد. پس اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح کند، وضوی او صحیح است.

شرط یازدهم: آنکه شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد. و اگر دیگری او را وضو دهد یا در رسانیدن آب به صورت و دستها و مسح سر و پاها به او کمک نماید، وضو باطل است.

286 کسی که نمی‏تواند وضو بگیرد، باید نایب بگیرد که او را وضو دهد. و چنانچه مزد هم بخواهد در صورتی که بتواند باید بدهد، ولی باید خود او نیت وضو کند و با دست‏خود مسح نماید، و اگر نمی‏تواند باید نایبش دست او را بگیرد و به جای مسح او بکشد. و اگر این هم ممکن نیست، باید از دست او رطوبت بگیرند و با آن رطوبت‏سر و پای او را مسح کنند. و احتیاط واجب در صورت امکان ضم تیمم است.

287 هر کدام از کارهای وضو را که می‏تواند به تنهایی انجام دهد، نباید در آن کمک بگیرد.

شرط دوازدهم: آنکه استعمال آب برای او مانعی نداشته باشد.

288 کسی که می‏ترسد که اگر وضو بگیرد مریض شود یا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند، نباید وضو بگیرد، ولی اگر نداند که آب برای او ضرر دارد و وضو بگیرد و بعد بفهمد ضرر داشته، وضویش صحیح است. اگر چه احتیاط مستحب آن است که با آن وضو، نماز نخواند و تیمم کند. و چنانچه با آن وضو نماز خوانده، دوباره آن را اعاده نماید.

289 اگر رساندن آب به صورت و دستها به مقدار کمی که وضو با آن صحیح است ضرر ندارد و بیشتر از آن ضرر دارد، باید با همان مقدار وضو بگیرد.

290 اگر می‏داند چیزی به اعضای وضو چسبیده، ولی شک دارد که از رسیدن آب جلوگیری می‏کند یا نه، باید آن را برطرف کند یا آب را به زیر آن برساند.

291 اگر زیر ناخن چرک باشد، وضو اشکال ندارد. ولی اگر ناخن را بگیرند، باید برای وضو آن چرک را برطرف کنند. و نیز اگر ناخن بیشتر از معمول بلند باشد، باید چرک زیر مقداری را که از معمول بلندتر است برطرف نمایند.

292 اگر در صورت و دستها و جلوی سر و روی پاها به واسطه سوختن یا چیز دیگر برآمدگی پیدا شود، شستن و مسح روی آن کافی است و چنانچه سوراخ شود رساندن آب به زیر پوست لازم نیست، بلکه اگر پوست‏یک قسمت آن کنده شود لازم نیست آب را به زیر قسمتی که کنده نشده برساند. ولی چنانچه پوستی که کنده شده گاهی به بدن می‏چسبد و گاهی بلند می‏شود، باید آن را قطع کند یا آب را به زیر آن برساند.

293 اگر انسان شک کند که به اعضای وضوی او چیزی چسبیده یا نه، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد مثل آنکه بعد از گل کاری شک کند گل بدست او چسبیده یا نه، باید وارسی کند یا به قدری دست بمالد که اطمینان پیدا کند که اگر بوده برطرف شده یا آب به زیر آن رسیده است.

294 جایی را که باید شست و مسح کرد هر قدر چرک باشد اگر چرک آن مانع از رسیدن آب به بدن نباشد اشکال ندارد. و همچنین است اگر بعد از گچ کاری و مانند آن چیز سفیدی که جلوگیری از رسیدن آب به پوست نمی‏نماید بر دست بماند، ولی اگر شک کند که با بودن آنها آب به بدن می‏رسد یا نه، باید آنها را برطرف کند.

295 اگر پیش از وضو بداند که در بعضی از اعضای وضو مانعی از رسیدن آب هست و بعد از وضو شک کند که در موقع وضو آب را به آنجا رسانده یا نه، وضوی او صحیح است. ولی اگر بداند که موقع وضو ملتفت آن مانع نبوده، باید دوباره وضو بگیرد.

296 اگر در بعضی از اعضای وضو مانعی باشد که گاهی آب به خودی خود زیر آن می‏رسد و گاهی نمی‏رسد، و انسان بعد از وضو شک کند که آب زیر آن رسیده یا نه،چنانچه بداند موقع وضو ملتفت رسیدن آب به زیر آن نبوده، باید دوباره وضو بگیرد.

297 اگر بعد از وضو چیزی که مانع از رسیدن آب است در اعضای وضو ببیند و نداند موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده، وضوی او صحیح است. ولی اگر بداند که‏در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده، احتیاط واجب آن است که دوباره وضو بگیرد.

298 اگر بعد از وضو شک کند چیزی که مانع رسیدن آب است در اعضای وضو بوده یا نه، وضو صحیح است.




  



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 فروردین 1389 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :