X
تبلیغات
رایتل
وصیتنامه امام خمینیقـال رسـول الله صلـی الله علیه و آله و سلـم: انـی تـارک فیکــم الثقلیـن کتاب الله و عترتی أهل بیتی فانهما لـن یفتـرقا حتـی یردا علی الحـوض.
الحمدلله و سبحانک اللهم صل علـی محمـد و آله مظاهـر جمـالک و جلالک و خزان أسـرار کتـابک الذی تجلـــی فیه الأحـدیة بجمیع أسمائک حتـی المستأثر منها الذی لایعلمه غیرک و اللعن علـی ظالمیـهم أصل الشجــرة الخبیثة .

و بعد این جانب مناسب می دانم که شمه کوتاه و قاصر در باب ثقلیـن تذکر دهم, نه از حیث مقامات غیبی و معنوی و عرفانی که قلـم مثل منـی عاجز است از جسارت در مرتبه ای که عرفان آن بـر تمام دأره وجـود از ملک تا ملکـوت اعلی و از آنجا تا لاهـوت و آنچه در فهم مـن و تو ناید سنگین و تحمل آن فوق طاقت, اگر نگویم ممتنع است. و نه از آنچه بر بشریت گذشته است از مهجور بـودن از حقایق مقام والای ثقل اکبر و ثقل کبیر که از هـر چیز اکبر است جز ثقل اکبـر که اکبـر مطلق است و نه از آنچه گذشته است بـرایـــن دو ثقل از دشمنان خـدا و طاغوتیان بازیگر که شمارش آن برای مثل منـی میسر نیست با قصـور اطلاع و وقت محدود, بلکه مناسب دیدم اشاره ای گذرا و بسیـار کـوتـاه از آنچه بـر ایـن دو ثقل گذشته است بنمـایـم.

  

شاید جمله لـن یفترقا حتـی یردا علی الحـوض اشاره باشد براینکه بعد از وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه وآله و سلـم هر چه بر یکـی از ایـن دو گذشته است بر دیگری گذشته است و مهجـوریت هریک مهجوریت دیگری است تا آنگاه که ایـن دو مهجـور بر رسـول خدا در حوض وارد شوند. و آیا ایـن حـوض مقام اتصال کثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دریا است یا چیزی دیگر که به عقل و عرفان بشـر راهی ندارد و باید گفت آن ستمی که از طاغوتیان برایـن دو ودیعه رسـول اکرم صلـی الله علیه وآله و سلـم گذشته برامت مسلمان بلکه بـر بشـریت گذشته است که قلــم از آن عاجز است . و ذکر این نکته لازم است که حدیث ثقلین متواتر بین جمیع مسلمیـن است و کتب اهل سنت از صحاe ششگانه تا کتب دیگـر آنان بـا الفاظ مختلفه و موارد مکرره از پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله و سلـم به طـور متـواتـر نقل شـده است و ایـن حـدیث شریف حجت قاطع است بـرجمیع بشر بـویژه مسلمانان مذاهب مختلف و بایـد همه مسلمانان که حجت برآنان تمام است جـوابگـوی آن باشنـد و اگـر عذری بـرای جـاهلان بـی خبـر بـاشـد بـرای علمــای مذاهب نیست . اکنـون ببینیـم چه گذشته است بـر کتـاب خـدا ایـن ودیعه الهی و مـاتـرک پیامبـر اسلام صلـی الله علیه وآله و سلـم. مسـأل إسف انگیزی که بایـد بـرای آن خـون گـریه کـرد, پـس از شهادت حضـرت علی (ع) شروع شد .

خود خـواهان و طاغوتیان, قـرآن کریـم را وسیله ای کـردنـد بـرای حکـومتهای ضد قرآنی و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را که سراسـر قرآن را از پیامبـر اکرم صلـی الله علیه وآله و سلـم دریافت کرده بودند و ندای انی تارک فیکـم الثقلان در گوششان بود بـا بهانه های مختلف و تـوطئه های از پیـش تهیه شـده آنان را عقب زده و با قـرآن, در حقیقت قـرآن را که بـرای بشـریت تا ورود به حوض بزرگتریـن دستـور زندگانی مادی و معنوی بـود و هست از صحنه خارج کردند و برحکـومت عدل الهی که یکـی از آرمانهای ایـن کتاب مقدس بوده و هست خط بطلان کشیدند و انحراف از دیـن خدا و کتاب و سنت الهی را پایه گذاری کردنـد تا کار به جأی رسیـد که قلـم از شرح آن شرمسار است. و هر چه ایـن بنیان کج به جلـو آمـد کج ها و انحـرافها افزون شـد تا آنجا که قـرآن کـریـم را که بـرای رشـد جهانیـان و نقطه جمع همه مسلمـانـان بلکه عأله بشـری از مقـام شامخ احـدیت به کشف تام محمدی(ص) تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند, برسانـد و این ولیده علـم الاسمإ را از شر شیاطیـن وطاغوتها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رسـانـد و حکـومت را به دست اولیإ الله معصـومیـن علیهم صلـوات الاولیـن و الاخـریـن بسپارد تا آنان به هر که صلاح بشریت است بسپارنـد, چنان از صحنه خارج نمـودند که گـوئی نقشـی برای هـدایت نـدارد و کار به جأی رسید که نقـش قرآن به دست حکومتهای جأر و آخـوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان وسیله ای برای اقامه جور و فساد و تـوجیه ستمگران و معانـدان حق تعالـی شـد و مع الاسف به دست دشمنـان تـوطئه گــر و دوستان جاهل, قرآن ایـن کتاب سرنوشت ساز, نقشی جز در گـورستانها و مجالـس مردگان نداشت و ندارد و آنکه باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و کتاب زندگـی آنان باشد, وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا به کلـی از صحنه خارج شـد, که دیدیـم اگر کسـی دم از حکـومت اسلامی برمیآورد و از سیاست که نقـش بزرگ اسلام و رسـول بزرگـوار صلـی الله علیه وآله و سلـم و قـرآن و سنت مشحـون آن است سخــن می گفت گـوئی بزرگتریـن معصیت را مرتکب شده و کلمه آخـوند سیاسی مـوازن با آخـوند بـی دیـن شـده بـود و اکنـون نیز است. و اخیرا قدرتهای شیطانی بزرگ به وسیله حکـومتهای منحرف خارج از تعلیمات اسلامـی که خـود را به دروغ به اسلام بسته انـد بـرای محـو قرآن و تثبیت مقاصـد شیطـانـی ابـر قـدرتها, قـرآن را با خط زیبـا طبع می کنند و به اطراف مـی فرستند و با ایـن حیله شیطانی قرآن را از صحنه خارج مـی کننـد. ما همه دیـدیـم قرآنـی را که محمـدرضا خان پهلوی طبع کرد و عده ای را اغفال کرد و بعضی آخـوندهای بی خبر از مقاصد اسلامی هـم مداح او بـودند و می بینیـم که ملک فهد هر سال مقدار زیادی از ثروتهای بـی پایان مردم را صرف طبع قرآن کریـم و محال تبلیغات مذهب ضـد قرآنـی مـی کند و وهابیت ایـن مذهب سراپا بی اساس و خرافاتی را ترویج می کند و مردم و ملتهای غافل را سـوق به سوی ابر قدرتها می دهد و از اسلام عزیز و قرآن کریـم برای هدم اسلام و قرآن بهره برداری مـی کند. ما مفتخریـم و ملت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبی است که می خـواهد حقایق قرآنـی که سراسـر آن از وحـدت بین مسلمیـن بلکه بشریت دم می زند, از مقبره ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگتریـن نسخه نجات دهنـده بشر از جمیع قیـودی که بـر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سـوی فنا و نیستی وبردگی و بندگی طاغوتیان مـی کشانـد, نجات دهـد. و ما مفتخـریـم که پیرو مذهبـی هستیـم که رسـول خدا مـوسـس آن به إمر خـداوند تعالـی بـوده و امیرالمـومنین علی بـن ابی طالب ایـن بنده رها شده از تمام قیود, مإمـور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگیها است. ما مفتخریـم که کتاب نهج البلاغه که بعد از قرآن بزرگتریـن دستور زندگی مادی و معنوی و بالاتریـن کتاب رهأی بخـش بشر است و دستورات معنوی و حکـومتـی آن بـالاتـریـن راه نجـات است, از امام معصـوم ما است. ما مفتخریم که أمه معصومیـن از علی بـن ابی طالب گرفته تا منجی بشـر حضـرت مهدی صـاحب زمـان علیهم آلاف التحیـات و السلام که به قدرت خداوند قادر زنده و ناظر امـور است أمه ما هستند. ما مفتخریـم که ادعیه حیات بخـش که او را قرآن صاعد مـی خـوانند از أمه معصـومیـن ما است. ما به مناجـات شعبـانیه امامـان و دعای عرفات حسین بـن علی علیهما السلام و صحیفه سجادیه ایـن زبـور آل محمد و صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خـداوند تعالـی به زهرای مرضیه است از ما است .
ما مفتخریـم که باقرالعلـوم بالاتریـن شخصیت تاریخ است و کسی جز خـدای تعالـی و رسـول صلـی الله علیه وآله و أمه معصـومیــــن علیهم السلام, مقام او را درک نکرده و نتوانند درک کرد, از مااست.
و مـا مفتخـریـم که مذهب مـا جعفـری است که فقه مـا که دریــای بـی پـایان است یکـی از آثـار اوست و مـا مفتخـریـم به همه أمه معصـومیـن علیهم صلـوات الله و متعهد به پیـروی آنـانیــم .
ما مفتخریم که أمه معصومیـن ما صلوات الله و سلامه علیهم درراه تعالی دیـن اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکـی از ابعاد آن است در حبـس و تبعیـد به سر برده و عاقبت در راه برانـدازی حکـومتهای جأرانه و طاغوتیان زمان خـود شهید شـدند. و ما امروز مفتخریم که مـی خـواهیـم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملت ما در ایـن راه بزرگ سرنوشت ساز سـر از پـا نشناخته جان و مال و عزیزان خـود را نثـار راه خـدا می کنند .
ما مفتخـریـم که بـانـوان و زنان پیـر و جـوان و خـرد و کلان در صحنه های فرهنگـی و اقتصادی و نظامی حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریـم فعالیت دارند. و آنان که تـوان جنگ دارند در آمـوزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشـور اسلامـی از واجبـات مهم است شـرکت و از محـرومیتهأی که تـوطئه دشمنان و نا آشنأی دوستـان از احکـام اسلام و قـرآن بـر آنها بلکه بـراسلام و مسلمـانـان تحمیل نمـودنـد, شجــــاعانه و متعهدانه خـود را رهانـده و از قیـد خـرافاتـی که دشمنان بـرای منافع خود به دست نادانان و بعضـی آخـونـدهای بـی اطلاع از مصالح مسلمیـن به وجـود آورده بـودند خارج نموده اند. و آنان که تـوان جنگ ندارند در خدمت پشت جبهه به نحـو ارزشمندی که دل ملت را از شـوق و شعف به لـرزه در مـیآورد و دل دشمنان و جاهلان بـدتـر از دشمنان را از خشـم و غضب مـی لـرزاند اشتغال دارنـد. و ما مکـرر دیدیـم که زنان بزرگواری زینب گونه علیها سلام الله فریاد می زنند که فرزنـدان خـود را از دست داده و در راه خـدای تعالـی و اسلام عزیز از همه چیز خـود گذشته و مفتخرند به ایـن امر و مـی داننـد آنچه به دست آورده انـد بالاتـر از جنات نعیـم است چه رسـد بمتاع نـاچیز دنیـا, و ملت مـا بلکه ملتهای اسلامـی و مستضعفــان جهان مفتخـرنـد به اینکه دشمنان آنان که دشمنـان خـدای بزرگ و قـرآن کریـم و اسلام عزیزند درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتـی برای مقاصد شـوم جنایتکارانه خـود دست نمی کشند و برای رسیدن به ریاست و مطامع پست خـود دوست و دشمـن را نمـی شناسنـد و در رإس آنان آمریکا ایـن تروریست بالذات دولتـی است که سرتاسر جهان را به آتش کشیده و هـم پیمان او صهیونیست جهانی است که برای رسیدن به مطامع خود جنایاتی مرتکب می شود که قلم ها از نوشتـن و زبانها از گفتـن آن شرم دارنـد و خیال ابلهانه اسـرأیل بزرگ, آنان را به هـر جنـایتـی مـی کشـانـد. و ملتهای اسلامـی و مستضعفـان جهان مفتخرند که دشمنان آنها حسین اردنـی ایـن جنایت پیشه دوره گرد, و حسـن و حسنـی مبارک هـم آخـور با اسرأیل جنایتکارند و در راه خـدمت به آمریکا و اسـرأیل از هیچ خیانتـی به ملتهای خـود روی گردان نیستنـد. و ما مفتخریـم که دشمـن ما صـدام عفلقـی است که دوست و دشمـن او را به جنایت کاری و نقض حقوق بیـن المللی و حقوق بشـر مـی شناسند و همه مـی داننـد که خیانتکاری او به ملت مظلـوم عراق و شیخ نشینان خلیج, کمتـر از خیانت به ملت ایـران نباشـد و مـا و ملتهای مظلـوم دنیـا مفتخـریـم که رسـانه هـای گـروهــی و دستگـاههای تبلیغات جهانـی, ما و همه مظلـومـان جهان را به هـر جنایت و خیانتـی که ابرقـدرتهای جنایتکار دستـور مـی دهنـد متهم مـی کننـد . کـدام افتخار بالاتر و والاتـر از اینکه آمریکا با همه ادعاهـایـش و همه سـاز و بـرگهای جنگیــش و آن همه دولتهای سرسپرده اش و به دست داشتـن ثروتهای بـی پایان ملتهای مظلـوم عقب افتاده و در دست داشتـن تمام رسانه های گروهی در مقابل ملت غیور ایران و کشـور حضـرت بقیه الله ارواحنا لمقـدمه الفـدإ آن چنان وامانده و رسـوا شده است که نمی داند به که متـوسل شـود و رو به هر کـس می کند جـواب رد می شنـود و ایـن نیست جز به مددهای غیبـی حضرت باری تعالی جلت عظمته که ملت ها را بـویژه ملت ایران اسلامی را بیدار نموده و از ظلمات ستمشاهی به نـور اسلام هدایت نمـوده. مـن اکنـون به ملتهای شـریف ستمـدیـده و به ملت عزیز ایــــران توصیه می کنـم که از ایـن راه مستقیـم الهی که نه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر کافر وابسته است بلکه به صراطـی که خـداوند به آنها نصیب فرموده است محکـم و استـوار و متعهد و پایدار پایبند بـوده و لحظه ای از شکـر ایـن نعمت غفلت نکـرده و دستهای ناپـاک عمال ابرقدرتها چه عمال خارجی و چه عمال داخلـی بدتر از خارجـی تزلزلـی در نیت پاک و اراده آهنیـن آنان رخنه نکند و بدانند که هر چه رسانه های گروهی عالم و قدرتهای شیطانـی غرب و شرق اشتلـم مـی زنند دلیل بر قـدرت الهی آنان است و خـداوند بزرگ سزای آنان را, هم در ایـن عالم و هـم در عوالـم دیگر خـواهد داد انه ولـی النعم و بیـده ملکـوت کل شـیء و بـا کمـال جـد و عجز از ملتهای مسلمان مـی خـواهـم که از أمه اطهار و فـرهنگ سیاسـی, اجتماعی, اقتصادی, نظامی ایـن بزرگ راه نمایان عالم بشریت به طور شایسته و به جان و دل و جان فشانـی و نثـار عزیزان پیـروی کننـد. از آن جمله دست از فقه سنتـی که بیـان گـر مکتب رسـالت و امـامت است و ضامـن رشد و عظمت ملتها است چه احکام اولیه و چه ثانـویه که هر دو مکتب فقه اسلامی است, ذره ای منحرف نشـوند و به وسـواس خناسان معاند با حق و مذهب گـوش فرا ندهند و بدانند قدمی انحرافی مقدمه سقـوط مذهب و احکام اسلامـی و حکـومت عدل الهی است و از آن جمله از نماز جمعه و جماعت که بیانگـر سیـاسـی نمـاز است هـرگز غفلت نکننـد که ایـن نمـاز جمعه از بزرگتـریـن عنایات حق تعالـی بـر جمهوری اسلامـی ایـران است و از آن جمله مـراســـم عزاداری أمه اطهار و بـویژه سیدمظلـومان و سـرور شهیـدان حضرت ابـی عبـدالله الحسیـن صلـوات وافر الهی و انبیإ و ملأکه الله و صلحإ بر روح بزرگ حماسـی او بـاد هیچگـاه غفلت نکننـد . و بـداننـد آنچه دستـور أمه علیهم السلام برای بزرگداشت ایـن حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن و نفریـن بـر ستمگـران آل بیت است تمام, فـریاد قهرمانانه ملتها است بر سردمداران ستـم پیشه در طـول تاریخ الی الابـد. و مـی دانید که لعن و نفریـن و فریاد از بیـداد بنـی امیه لعنت الله علیهم با آن که آنان منقرض و به جهنـم رهسپار شـده اند فریاد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتـن ایـن فریاد ستم شکـن است. و لازم است در نـوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از أمه حق علیهم سلام الله به طـور کوبنده فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود و در ایـن عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست آمـریکا و شـوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود این خأنیـن به حرم بزرگ الهی لعنت الله و ملأکته و رسله علیهم است به طـور کـوبنده یادآوری و لعن و نفریـن شـود. و همه باید بـدانیـم که آنچه مـوجب وحـدت بین مسلمین است ایـن مراسـم سیاسـی است که حافظ ملیت مسلمیـن بـویژه شیعیان أمه اثنـی عشـر علیهم صلـوات الله وسلـم . و آنچه لازم است تذکر دهـم آن است که وصیت سیاسی الهی ایـن جانب اختصاص به ملت عظیـم الشإن ایران ندارد بلکه تـوصیه به جمیع ملل اسلامی و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب می باشد .
از خداوند عز و جل عاجزانه خـواهانـم که لحظه ای ما و ملت ما را به خود واگذار نکند و از عنایات غیبی خود به ایـن فرزندان اسلام و رزمنـدگـان عزیز لحظه ای دریغ نفـرمـایـــد .


روح الله الموسوی الخمینی


اهمیت انقلاب شکـوهمنـد اسلامـی که دستآورد میلیــونها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید آن و آسیب دیدگان عزیز , ایـن شهیدان زنـده است و مـورد امیـد میلیـونها مسلمانان و مستضعفان جهان است به قدری است که ارزیابی آن از عهده قلـم و بیان والاتر و بـرتـر است, اینجانب روح الله مـوسـوی خمینـی که از کرم عظیـم خداوند متعال با همه خطایا مإیوس نیستـم و زادراه پرخطرم همان دلبستگـی به کرم کریـم مطلق است به عنـوان یک نفر طلبه حقیر که همچـون دیگـر بـرادران ایمـانـی امیـد به ایـن انقلاب و بقـــاء دست آوردهای آن و به ثمر رسیـدن هر چه بیشتـر آن دارم به عنـوان وصیت به نسل حاضـر و نسل های عزیز آینده مطالبـی هرچنـد تکـراری عرض می نمایم و از خداوند بخشاینده می خواهم که خلوص نیت در ایـن تذکرات عنایت فرماید :
1 ـ مـا مـی دانیـم که ایـن انقلاب بزرگ که دست جهان خــــواران و ستمگران را از ایران بزرگ کـوتاه کـرد با تإییـدات غیبـی الهی پیروز گردیـد. اگـر نبـود دست تـوانای خـداوند امکان نـداشت یک جمعیت سی وشـش میلیونی با آن تبلیغات ضداسلامی و ضد روحانی خصوص در ایـن صدسال اخیر و با آن تفرقه افکنیهای بـی حساب قلـم داران و زبان مردان در مطبوعات و سخنرانی ها و مجالـس و محافل ضداسلامی و ضـد ملـی به صـورت ملیت و آن همه شعرها و بذله گـوئیها و آن همه مراکز عیاشـی و فحشإ و قمار و مسکرات و مـواد مخـدره که همه و همه برای کشیدن نسل جـوان فعال که باید در راه پیشرفت و تعالی و تـرقـی میهن عزیز خـود فعالیت نماینـد به فساد و بـی تفاوتـی در پیشامـدهای خـأنانه که به دست شاه فاسـد و پـدر بـی فـرهنگـش و دولتها و مجالـس فرمایشـی که از طرف سفارتخانه های قدرتمندان بر ملت تحمیل مـی شـد و از همه بـدتر وضع دانشگاهها و دبیرستانها و مراکز آمـوزشـی که مقدرات کشـور به دست آنان سپرده مـی شد با به کار گـرفتـن معلمان و استادان غرب زده یا شـرق زده صددرصـد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامـی بلکه ملی صحیح با نام ملیت و ملـی گرایی گر چه در بین آنان مردانی متعهد و دلسوز بودند لکـن با اقلیت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان کار مثبتـی نمـی تـوانستنـد انجام دهنـد و با ایـن همه و دهها مسأل دیگـر از آن جمله به انزوا و عزلت کشیدن روحانیان و با قـدرت تبلیغات به انحراف فکری کشیـدن بسیاری از آنان, ممکـن نبود این ملت با این وضعیت یکپارچه قیام کننـد و در سرتاسـر کشـور با ایـده واحـد و فـریاد الله اکبـر و فـداکاریهای حیرت آور و معجزهآسا تمام قـدرتهای داخل و خارج را کنار زده و خـود مقـدرات کشـور را به دست گیـرد. بنابـرایـن شک نباید کرد که انقلاب اسلامـی ایران از همه انقلابها جداست, هـم در پیدایـش و هم در کیفیت مبارزه و هـم در انگیزه انقلاب و قیام. و تردید نیست که ایـن یک تحفه الهی و هدیه غیبی بـوده که از جانب خداوندمنان برایـن ملت مظلـوم غارت زده عنایت شده است .
2 ـ اسلام و حکـومت اسلامـی پدیده الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزنـدان خـود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تإمیـن مـی کند و قدرت آن دارد که قلـم سرخ بر ستمگریها و چپاول گریها و فسادها و تجاوزها بکشد و انسانها را به کمال مطلوب خـود برساند و مکتبـی است که بر خلاف مکتبهای غیر تـوحیدی در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنـوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخـالت و نظارت دارد و از هیچ نکته ولـو بسیـار نـــاچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنـوی نقـش دارد فروگذار ننموده است و مـوانع و مشکلات سـر راه تکامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و برفع آن کوشیده است. اینک که به تـوفیق و تإیید خداوند, جمهوری اسلامی با دست تـوانای ملت متعهد پایه ریزی شده و آنچه در ایـن حکومت اسلامی مطرح است اسلام و احکام مترقی آن است, بـرملت عظیـم الشـإن ایـران است که در تحقق محتـوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حـراست آن بکـوشنـد که حفظ اسلام در رإس تمـــام واجبـات است, که انبیـإ عظام از آدم علیه السلام تـا خـاتــــم النبییـن صلی الله علیه وآله و سلـم در راه آن کوشـش و فداکاری جان فرسا نمـوده اند و هیچ مانعی آنان را از ایـن فریضه بزرگ باز نـداشته و همچنیـن پـس از آنان اصحـاب متعهد و أمه اسلام علیهم صلوات الله با کوششهای تـوان فرسا تا حد نثار خون خـود در حفظ آن کـوشیـده انـد و امروز بر ملت ایران خصـوصا و بـر جمیع مسلمانان عمـوما واجب است ایـن امانت الهی را که در ایـران به طـور رسمـی اعلام شده و در مدتـی کـوتاه نتایج عظیمـی به بار آورده با تمام تـوان حفظ نموده و در راه ایجاد مقتضیات بقإ آن و رفع موانع و مشکلات آن کـوشـش نماینـد و امیـد است که پرتـو نـور آن بـرتمام کشـورهای اسلامـی تابیدن گرفته و تمام دولتها و ملتها با یکدیگر تفاهم در ایـن امر حیاتی نمایند و دست ابرقدرتهای عالـم خوار و جنایتکاران تاریخ را تا ابـد از سر مظلـومان و ستمـدیدگان جهان کـوتاه نمایند . اینجانب که نفـس های آخر عمر را می کشـم به حسب وظیفه, شطـری از آنچه در حفظ و بقإ ایـن ودیعه الهی دخالت دارد و شطری از مـوانع و خطرهایـی که آن را تهدید مـی کنند برای نسل حاضر و نسل های آینده عرض می کنـم و توفیق و تإیید همگان را از درگـاه پـروردگـار عالمیـان خـواهـانــم .
الف ـ بـی تـردیـد رمز بقإ انقلاب اسلامـی همان رمز پیروزی است و رمز پیـروزی را ملت مـی داند و نسل های آینـده در تاریخ خـواهنـد خواند که دو رکـن اصلی آن انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر کشـوربا وحـدت کلمه برایهمان انگیزه ومقصد. اینجـانب به همه نسل هـای حـاضـر و آینـده وصیت مـی کنـم که اگـر بخـواهیـد اسلام و حکـومت الله بـرقـرار باشـد, و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از کشورتان قطع شـود ایـن انگیزه الهی را که خـداوند تعالـی در قرآن کریـم برآن سفارش فرمـوده است از دست نـدهیـد و در مقابل ایـن انگیزه که رمز پیـروزی و بقـإ آن است, فرامـوشی هدف و تفرقه و اختلاف است. بی جهت نیست که بـوقهای تبلیغاتی در سراسر جهان و ولیده های بـومی آنان تمام تـوان خـود را صرف شایعه ها و دروغ های تفرقه افکـن نمـوده اند و میلیاردهادلار بـرای آن صـرف می کننـد. بـی انگیزه نیست سفـرهای دأمـی مخالفان جمهوری اسلامـی به منطقه و مع الاسف در بیـن آنان از سردمـداران و حکـومتهای بعض کشـورهای اسلامـی که جزبه منـافع شخصـی خـود فکـر نمی کنند و چشـم و گـوش بسته تسلیـم آمریکا هستند دیده می شـود و بعض از روحانـی نماها نیز به آنان ملحقند. امروز و در آتیه نیز آنچه برای ملت ایران و مسلمانان جهان بایـد مطرح باشـد و اهمیت آن را در نظر گیـرنـد, خنثـی کـردن تبلیغات تفـرقه افکـن خــانه برانداز است. توصیه اینجانب به مسلمیـن و خصوص ایرانیان بـویژه در عصـر حاضر آن است که در مقابل ایـن تـوطئه ها عکـس العمل نشان داده و به انسجام و وحـدت خـود به هر راه ممکـن افزایـش دهند و کفـار و منـافقـان را مـإیـوس نمـاینـد .
ب ـ از تـوطئه های مهمی که در قرن إخیر, خصوصا در دهه های معاصر و بـویژه پـس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشـم می خـورد, تبلیغات دامنه دار با ابعاد مختلف برای مإیوس نمـودن ملتها و خصـوص ملت فـداکار ایران از اسلام است, گاهـی ناشیانه و با صـراحت به اینکه احکام اسلام که هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است نمی تـواند در عصـر حاضر کشـورها را اداره کنـد یا آنکه اسلام یک دیـن ارتجاعی است و با هر نـوآوری و مظاهـر تمـدن مخالف است و در عصـر حاضـر نمـی شود کشـورها از تمدن جهانـی و مظاهر آن کناره گیرند و امثال ایـن تبلیغات ابلهانه و گـاهـی مـوذیـانه و شیطنتآمیز به گـونه طـرفـداری از قـداست اسلام که اسلام و دیگـر ادیان الهی سـروکـار دارنـد با معنـویات و تهذیب نفـوس و تحذیر از مقامات دنیایـی و دعوت به تـرک دنیـا و اشتغال به عبـادات و اذکـــار و ادعیه که انسان را به خدای تعالـی نزدیک و از دنیا دور می کند و حکـومت و سیاست و سررشته داری برخلاف آن مقصـد و مقصـود بزرگ و معنـوی است چه اینها تمـام بـرای تعمیـر دنیا است و آن مخـالف مسلک انبیإ عظام است و مع الاسف تبلیغ به وجه دوم در بعض از روحـانیــــان و متدینان بی خبر از اسلام تإثیر گذاشته که حتی دخالت در حکـومت و سیاست را به مثـابه یک گنـاه و فسق مـی دانستنـد و شـایـد بعضـی بـداننـد و ایـن فـاجعه بزرگـی است که اسلام مبتلای به آن بــود. گـروه اول که بـایـد گفت از حکـومت و قـانـون و سیاست یـا اطلاع ندارند یا غرضمندانه خـود را به بـی اطلاعی مـی زننـد زیرا اجـرإ قـوانیـن بـر معیار قسط و عدل و جلـوگیـری از ستمگـری و حکـومت جـأرانه و بسط عدالت فـردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشإ و انواع کجرویها و آزادی برمعیار عقل و عدل و استقلال و خـودکفأی و جلـوگیـری از استعمار و استثمار و استعبـاد و حـدود و قصاص و تعزیرات بر میزان عدل برای جلـوگیری از فساد و تباهـی یک جامعه و سیاست و راه بردن جامعه به موازیـن عeل و عدل و انصاف و صدها از ایـن قبیل, چیزهایی نیست که با مرور زمان در طـول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شـود. ایـن دعوی به مثابه آن است که گفته شود. قـواعد عقلی و ریاضـی در قرن حاضر باید عوض شـود و به جای آن قـواعد دیگر نشانـده شـود. اگر در صـدر خلقت, عدالت اجتماعی باید جاری شود و از ستمگری و چپاول و قتل بایـد جلـوگیری شـود, امروز چـون قرن اتـم است آن روش کهنه شده و ادعای آنکه اسلام با نوآوردها مخالف است همان سان که محمدرضا پهلوی مخلـوع می گفت که اینان مـی خـواهند با چارپایان در ایـن عصـر سفر کننـد یک اتهام ابلهانه بیـش نیست. زیرا اگر مراد از مظاهر تمـدن و نـوآوردها, اختـراعات و ابتکارات و صنعتهای پیشرفته که در پیشـرفت و تمـدن بشر دخالت دارد, هیچگاه اسلام و هیچ مذهب تـوحیـدی با آن مخالفت نکرده و نخواهد کرد بلکه علـم و صنعت, مورد تإکید اسلام و قرآن مجیـد است و اگر مراد از تجـدد و تمـدن به آن معنـی است که بعض روشنفکران حـرفه ای مـی گـوینـد که آزادی در تمام منکرات و فحشإ حتی هم جنس بازی و از ایـن قبیل, تمام ادیان آسمانی و دانشمندان و عقلا بـا آن مخـالفنـد گـر چه غرب و شـرق زدگـان به تقلیــــد کـورکـورانه آن را تـرویج مـی کننـد. و امـا طـایفه دوم که نقشه مـوذیانه دارند و اسلام را از حکـومت و سیاست جدا مـی دانند باید به ایـن نادانان گفت که قـرآن کریـم و سنت رسـول الله صلـی الله علیه وآله آن قـدر که در حکـومت و سیاست احکام دارنـد در سایـر چیزها نـدارنـد بلکه بسیار از احکام عبادی اسلام, عبـادی سیاسـی است که غفلت از آنها ایـن مصیبتها را به بـار آورده. پیغمبـــر اسلام(ص) تشکیل حکـومت داد مثل سـایـر حکـومتهای جهان لکـن بــا انگیزه بسط عدالت اجتمـاعی و خلفـإ اول اسلامـی حکـومتهای وسیع داشته انـد و حکـومت علـی بـن إبـی طالب علیه السلام نیز بـا همان انگیزه به طور وسیع تر و گسترده تر از واضحات تاریخ است و پـس از آن به تدریج حکومت به اسـم اسلام بوده و اکنون نیز مدعیان حکومت اسلامـی به پیـروی از اسلام و رسـول اکـرم صلــــی الله علیه وآله بسیارند . اینجانب در ایـن وصیت نامه با اشاره می گذرم ولی امیـد آن دارم که نـویسنـدگان و جامعه شناسان و تـاریخ نـویسان, مسلمانان را از ایـن اشتباه بیـرون آورنـد. و آنچه گفته شـده و می شـود که انبیإ علیهم السلام به معنـویات کار دارند و حکـومت و سـررشته داری دنیایـی مطـرود است و انبیإ و اولیإ و بزرگان از آن احتراز می کردند و ما نیز باید چنیـن کنیم, اشتباه تإسفآوری است که نتایج آن به تباهـی کشیدن ملتهای اسلامـی و باز کردن راه بـرای استعمارگران خونخـوار است زیرا آنچه مردود است حکـومتهای شیطـانـی و دیکتـاتـوری و ستمگـری است که بـرای سلطه جـویـــی و انگیزه های منحـرف و دنیایـی که از آن تحذیر نمـوده انـد جمعآوری ثروت و مال و قدرت طلبـی و طاغوت گرایی است و بالاخره دنیایـی است که انسان را از حق تعالـی غافل کنـد. و اما حکـومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلـم و جـور و اقامه عدالت اجتماعی همان است که مثل سلیمان بـن داود و پیامبـر عظیـم الشـإن اسلام صلـی الله علیه وآله و إوصیإ بزرگـوارش برای آن کـوشـش می کردند از بزرگتـریـن واجبات و اقامه آن از والاتـریـن عبادات است, چنانچه سیاست سالـم که در ایـن حکـومتها بـوده از امور لازمه است. باید ملت بیدار و هشیار ایران با دید اسلامـی ایـن تـوطئه ها را خنثـی نمایند و گـویندگان و نـویسندگان متعهد به کمک ملت بـرخیزنـد و دست شیاطین تـوطئه گر را قطع نماینـد .
ج ـ و از همین قماش توطئه ها و شاید موذیانه تر شایعه های وسیع در سطح کشور و درشهرستان ها بیشتر براینکه جمهوریاسلامی هم کاری برای مردم انجام نداد! بیچاره مردم با آن شـوق و شعف فداکاری کردنـد که ازرژیم ظالمانه طاغوت رهایی یابند,گرفتار یک رژیم بدتر شدند, مستکبران مستکبـرتر و مستضعفان مستضعف تر شـدند زنـدان ها پـر از جـوانان که امید آتیه کشور است می باشد و شکنجه ها از رژیـم سابق بـدتر و غیر انسانـی تر است, هر روز عده ای را اعدام مـی کننـد به اسم اسلام, وای کاش اسـم اسلام روی این جمهوری نمـی گذاشتنـد ایـن زمان از زمان رضاخان و پسـرش بـدتـر است مـردم در رنج و زحمت و گرانی سرسامآور غوطه می خـورند و سردمداران دارند ایـن رژیـم را به رژیمی کمونیستـی هدایت می کنند, امـوال مردم مصادره می شـود و آزادی در هـر چیز از ملت سلب شـده و بسیاری دیگـر از ایـن قبیل امور که با نقشه اجرإ می شود و دلیل آنکه نقشه و تـوطئه در کار است آنکه هر چنـد روزیک امر در هر گـوشه و کنار و در هر کـوی و برزن سر زبان ها می افتد .
در تـاکسـی ها همیـن مطلب واحـد و در اتـوبـوسها نیز همیـن و در اجتماعات چند نفره باز همیـن صحبت می شود و یکی که قدری کهنه شد یکـی دیگر معروف مـی شـود و مع الاسف بعض روحانیـون که از حیله های شیطانـی بـی خبـرنـد با تماس یکـی دو نفـر از عوامل تـوطئه گمان مـی کننـد مطلب همان است و اساس مسئله آن است که بسیاری از آنان که ایـن مسأل را می شنـوند و باور مـی کننـد اطلاع از وضع دنیا و انقلابهای جهان و حـوادث بعد از انقلاب و گـرفتـاریهـای عظیــــم اجتناب ناپذیر آن ندارنـد. چنانچه اطلاع صحیح از تحـولاتـی که همه به سـود اسلام است ندارند و چشـم بسته و بی خبر امثال ایـن مطالب را شنیـده و خـود نیز بـا غفلت یـا عمـد به آنـان پیـوسته انـد.
اینجانب تـوصیه مـی کنـم که قبل از مطالعه وضعیت کنـونـی جهان و مقـایسه بیـن انقلاب اسلامـی ایـران با سـایـر انقلابـات و قبل از آشنایـی با وضعیت کشـورها و ملتهایـی که در حال انقلاب و پـس از انقلابشان بر آنان چه می گذشته است و قبل از تـوجه به گرفتاریهای ایـن کشـور طاغوت زده از ناحیه رضاخان و بدتر از آن محمدرضا که در طـول چپاولگریهایشان بـرای ایـن دولت به ارث گذاشته انـد, از وابستگی های عظیـم خانمان سـوز تا اوضاع وزارتخانه ها و ادارات و اقتصاد و ارتـش و مراکز عیاشی و مغازه های مسکرات فروشی و ایجاد بی بندوباری در تمام شئون زندگی و اوضاع تعلیـم و تربیت و اوضاع دبیرستان ها و دانشگاه ها و اوضاع سینماها و عشـرتکـده ها و وضعیت جـوان ها و زنها و وضعیت روحـانیـون و متـدینیـن و آزادیخـواهان متعهد و بانـوان عفیف ستمدیده و مساجد در زمان طاغوت و رسیدگـی به پرونده اعدام شدگان و محکومان به حبـس و رسیدگی به زندان ها و کیفیت عملکـرد متصـدیـان و رسیـدگـی به مـال سـرمـــایه داران و زمیـن خـواران بزرگ و محتکـران و گـران فـروشـان و رسیـدگـــی به دادگستـریها و دادگاه های انقلاب و مقایسه با وضع سابق دادگستـری و قضات و رسیدگـی به حال نمایندگان مجلـس شـورای اسلامی و اعضإ دولت و استاندارها و سایر مإمـورین که در ایـن زمان آمده اند و مقایسه با زمان سابق و رسیدگی به عملکرد دولت و جهاد سازنـدگـی در روستاهای محروم از همه مـواهب حتی آب آشامیدنی و درمانگاه و مقایسه با طـول رژیـم سابق بـا در نظر گـرفتـن گـرفتاری به جنگ تحمیلـی و پیامدهای آن از قبیل آوارگان میلیـونی و خانـواده های شهدا و آسیب دیدگان در جنگ و آوارگان میلیـونی افغانستان و عراق و با نظر به حصر اقتصادی و تـوطئه های پی درپی آمریکا و وابستگان خارج و داخلـش, اضافه کنید فقدان مبلغ آشنا به مسأل به مقـدار احتیاج و قاضـی شرع و هرج و مرج هایـی که از طرف مخالفان اسلام و منحـرفان و حتـی دوستـان نادان در دست اجـرإ است و ده ها مسأل دیگـر. تقـاضـا ایـن است که قبل از آشنایـی به مسـأل به اشکال تراشی و انتقاد کـوبنـده و فحاشـی برنخیزید و به حال ایـن اسلام غریب که پـس از صـدها سال ستمگـری قلـدرها و جهل تـوده ها امروز طفلی تازه پا و ولیده ای است محفوف به دشمـن های خارج و داخل رحم کنید و شما اشکال تراشان به فکـر بنشینیـد که آیا بهتـر نیست به جای سرکوبی به اصلاح و کمک بکـوشید و به جای طرفداری از منافقان و ستـم گران و سـرمایه داران و محتکران بی انصاف از خـدا بـی خبـر, طرفدار مظلـومان و ستمدیدگان و محرومان باشید و به جای گروه های آشوب گر و تروریستهای مفسد و طرفداری غیر مستقیـم از آنان توجهی به ترورشـدگان از روحانیـون مظلوم تا خـدمتگزاران متعهد مظلـوم داشته باشید ؟ اینجانب هیچگاه نگفته و نمی گـویـم که امروز در ایـن جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می شود و اشخاصی از روی جهالت و عقـده و بـی انضبـاطـی بـرخلاف مقــررات اسلام عمل نمی کنند, لکـن عرض می کنـم که قـوه مقننه و قضأیه و اجرأیه با زحمات جان فرسا کـوشـش در اسلامی کردن ایـن کشـور مـی کنند و ملت ده ها میلیونی نیز طرفدار و مددکار آنان هستند و اگر ایـن اقلیت اشکال تراش و کارشکـن به کمک بشتابنـد تحقق ایـن آمال آسان تـر و سریع تر خواهد بـود و اگر خـدای نخواسته اینان به خـود نیاینـد, چون توده میلیونی بیدار شده و متـوجه مسأل است و در صحنه حاضر است آمال انسانی اسلامی به خـواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشـم گیر خواهد پوشید و کجروان و اشکال تراشان در مقابل ایـن سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند. مـن با جرإت مدعی هستم که ملت ایران و تـوده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسـول الله صلـی الله علیه وآله و کــوفه و عراق در عهد امیـرالمـومنیـن و حسیـن بـن علـی صلـوات الله و سلامه علیهمــا مـی بـاشنـد. آن حجـاز که در عهد رسـول الله صلـی الله علیه وآله مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمـی کردند و بابهانه هایـی به جبهه نمـی رفتند که خـداوند تعالـی در سـوره تـوبه با آیاتـی آنها را تـوبیخ فـرمـوده و وعده عذاب داده است. و آنقـدر به ایشان دروغ بستند که به حسب نقل در خبر به آنان نفریـن فرمـودند و آن إهل عراق و کـوفه که با امیرالمـومنیـن آنقدر بد رفتاری کردند و از اطاعتـش سـرباز زدنـد که شکایات آن حضـرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است, و آن مسلمانان عراق و کـوفه که با سیدالشهدإ علیه السلام آن شد که شـد و آنان که در شهادت دست آلـوده نکردند یا گریختند از معرکه و یا نشستنـد تا آن جنایت تاریخ واقع شـد. و مـا امـروز مـی بینیـم که ملت ایـران از قـوای مسلح نظامــی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قـوای مـردمـی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبهه ها و مردم پشت جبهه ها با کمال شـوق و اشتیاق چه فـداکاریها می کنند و چه حماسه ها میآفرینند و مـی بینیـم که مردم محتـرم سراسـر کشـور چه کمکهای ارزنده می کننـد. و مـی بینیـم که بازمانـدگان شهدا و آسیب دیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره های حماسه آفریـن و گفتار و کرداری مشتاقانه و اطمینان بخش با ما و شما روبـرو مـی شـونـد و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان. در صـورتی که نه در محضر مبارک رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلـم هستند و نه در محضر امام معصـوم صلـوات الله علیه. و انگیزه آنان ایمان و اطمینـان به غیب است. و ایـن رمز مـوفقیت و پیـروزی در ابعاد مختلف است و اسلام بایـد افتخار کند که چنیـن فرزنـدانـی تـربیت نمـوده و ما همه مفتخـریـم که در چنین عصـری و در پیشگاه چنیـن ملتی می باشیـم . و اینجانب در اینجا یک وصیت به اشخاصی که به انگیزه مختلف با جمهوری اسلامی مخالفت مـی کننـد و به جـوانان چه دختران و چه پسرانـی که مـورد بهره برداری منافقان و منحرفان فرصت طلب و سـودجـو واقع شده اند می نمایـم که بـی طرفانه و با فکر آزاد به قضـاوت بنشینیـد و تبلیغات آنان که مـی خـواهنـد جمهوری اسلامی ساقط شود و کیفیت عمل آنان و رفتارشان با تـوده های محروم و گروه ها و دولتهایـی که از آنان پشتیبانـی کـرده و مـی کننـد و گـروه هـا و اشخـاصـی که در داخل به آنـان پیـوسته و از آنـــان پشتیبانی می کنند و اخلاق و رفتارشان در بیـن خـود و هوادارانشان و تغییر مـوضعهایشان در پیشامدهای مختلف را با دقت و بدون هوای نفـس بررسـی کنید, و مطالعه کنیـد حالات آنان که در ایـن جمهوری اسلامـی به دست منافقان و منحرفان شهید شـدنـد, و ارزیابـی کنید بین آنان و دشمنانشان, نـوارهای ایـن شهیـدان تا حـدی در دست و نـوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشـد. ببینیـد کـدام دسته طرفـدار محرومان و مظلـومان جامعه هستنـد . بـرادران ! شما ایـن اوراق را قبل از مرگ من نمی خـوانید. ممکـن است پـس از مـن بخوانید در آن وقت مـن نزد شما نیستـم که بخواهـم به نفع خود و جلب نظرتان بـرای کسب مقام و قـدرتـی با قلب های جـوان شما بازی کنـم. مـن برای آنکه شما جـوانان شایسته ای هستیـد علاقه دارم که جـوانی خـود را در راه خداوند و اسلام عزیز و جمهوری اسلامـی صرف کنیـد, تا سعادت هـر دو جهان را دریابیـد. و از خـداونـد غفـور مـی خـواهـم که شما را به راه مستقیـم انسانیت هـدایت کنـد و از گذشته ما و شما با رحمت واسعه خـود بگذرد. شماها نیز در خلوتها از خداوند همین را بخواهید, که او هادی و رحمـن است. و یک وصیت به ملت شریف ایران و سایر ملتهای مبتلا به حکـومتهای فاسـد و در بند قدرتهای بزرگ می کنم. اما به ملت عزیز ایران تـوصیه مـی کنـم که نعمتی که با جهاد عظیـم خودتان و خون جوانان برومندتان بدست آوردید همچـون عزیزتریـن امـور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمأید و در راه آن که نعمتـی عظیـم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در ایـن صراط مستقیم پیش مـیآید نهراسید که ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکـم و در مشکلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریک و در رفع آنها کـوشا باشید و دولت و مجلـس را از خود بدانید و چون محبـوبی گرامی از آن نگهداری کنیـد. و به مجلـس و دولت و دست انـدرکـاران تــوصیه مـی نمایـم که قدر ایـن ملت را بـدانید و در خـدمتگزاری به آنان خصـوصـا مستضعفـان و محـرومان و ستمـدیـدگان که نـورچشمان ما و اولیـإ نعم همه هستنـد و جمهوری اسلامـی رهآورد آنـان و بــــا فداکاریهای آنان تحقق پیداکرد و بقإ آن نیز مرهـون خدمات آنان است, فروگذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خـود بدانید و حکـومتهای طاغوتی را که چپاولگرانی بی فرهنگ و زورگـویانی تهی مغز بـودنـد و هستنـد را همیشه محکـوم نمأیـد. البته با اعمال انسانـی که شایسته برای یک حکـومت اسلامـی است. و اما به ملتهای اسلامی تـوصیه می کنـم که از حکـومت جمهوری اسلامی و از ملت مجاهد ایران الگـو بگیرید و حکـومتهای جأر خـود را در صـورتـی که به خواست ملتها که خـواست ملت ایران است سرفرود نیاوردند, با تمام قدرت به جای خـود بنشانید که مایه بدبختـی مسلمانان, حکـومتهای وابسته به شـرق و غرب می باشنـد و إکیـدا تـوصیه مـی کنـم که به بـوقهای تبلیغاتـی مخالفان اسلام و جمهوری اسلامی گـوش فرا ندهید که همه کـوشـش دارند که اسلام را از صحنه بیـرون کننـد که منافع ابرقدرتها تإمیـن شـود.
د ـ از نقــشـه های شـیـــطانـی قــدرتـهای بــزرگ اسـتــعـمـار و اسـتـثـمـارگـر که سـالهای طــــولانـی در دسـت اجرا است و در کشـور ایران از زمان رضـــاخان اوج گرفت و در زمان محمـدرضا با روشهای مختلف دنباله گیری شـد, به انزوا کشانـدن روحانیت است که در زمان رضاخان با فشار و سرکـوبی و خلع لباس و حبـس و تبعید و هتک حـرمات و اعدام و امثـال آن و در زمان محمـدرضـا بـا نقشه و روش های دیگـر که یکـی از آنها ایجـاد عداوت بیـن دانشگـاهیان و روحانیان بـود, که تبلیغات وسیعی در ایـن زمینه شد و مع الاسف به واسطه بـی خبری هر دو قشـر از تـوطئه شیطانـی ابـرقـدرتها نتیجه چشـم گیری گرفته شد از یک طرف از دبستانها تا دانشگاهها کوشش شد که معلمان و دبیـران و اساتیـد و روسـای دانشگاهها از بیـن غرب زدگان یا شـرق زدگان و منحـرفان از اسلام و سایـر ادیان انتخاب و به کار گماشته شـوند و متعهدان مـومـن در اقلیت قرار گیرنـد که قشر موثر را که در آتیه حکومت را به دست می گیرند, از کـودکی تا نوجوانی و تا جـوانی طوری تربیت کنند که از ادیان مطلقا و اسلام به خصـوص و از وابستگـان به ادیان خصـوصـا روحـانیـون و مبلغان متنفـر باشنـد. و اینان را عمال انگلیـس در آن زمان و طـرفـدار سـرمایه داران و زمیـن خـواران و طرفـدار ارتجاع و مخالف تمـدن و تعالی در بعد از آن معرفی می نمـودند. و از طرف دیگر با تبلیغات سـوء, روحانیون و مبلغان و متدینان را از دانشگاه و دانشگاهیان ترسانیده و همه را به بی دینـی و بـی بنـدوباری و مخالف با مظاهر اسلام و ادیان متهم مـی نمـودنـد. نتیجه آنکه دولتمـردان, مخـالف ادیان و اسلام و روحانیـون و متـدینان باشند و تـوده های مردم که علاقه به دیـن و روحانی دارند مخالف دولت و حکومت و هر چه متعلق به آن است بـاشنـد و اختلاف عمیق بیـن دولت و ملت و دانشگاهـی و روحانـی راه را بـرای چپاولگـران آنچنان باز کنـد که تمام شئون کشـور در تحت قـدرت آنان و تمام ذخأر ملت در جیب آنان سـرازیر شـود چنانچه دیدید به سر ایـن ملت مظلـوم چه آمد و می رفت که چه آید. اکنـون که به خـواست خداوند متعال و مجاهدت ملت از روحانی و دانشگاهـی تا بـازاری و کارگـر و کشاورز و سایـر قشـرها بنـد اسارت را پاره و سـد قدرت ابرقـدرتها را شکستنـد و کشـور را از دست آنان و وابستگانشان نجات دادنـد, تـوصیه اینجانب آن است که نسل حاضـر و آینده غفلت نکنند و دانشگاهیان و جـوانان بـرومنـد عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علـوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محکم تر و استوارتر سازند و از نقشه ها وتوطئه های دشمـن غدار غافل نباشند و به مجـرد آنکه فرد یا افرادی را دیـدنـد که با گفتار و رفتار خـود در صدد است بذر نفاق بیـن آنان افکند او را ارشاد و نصیحت نماینـد و اگـر تإثیـر نکـرد از او روگـردان شـوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند تـوطئه ریشه دواند که سرچشمه را به آسانی می تـوان گرفت و مخصـوصا اگر در اساتید کسـی پیدا شد که مـی خـواهد انحراف ایجاد کند او را ارشاد و اگر نشـد از خود و کلاس خود طرد کنند. و ایـن توصیه بیشتر متوجه روحانیون و محصلیـن علوم دینی است و توطئه ها در دانشگاه ها از عمق ویژه ای برخـوردار است و هر قشر محترم که مغز متفکر جامعه هستنـد بایـد مـواظب تـوطئه هـا بـاشنـد .
ه ـ از جمله نقشه هـا که مع الاسف تإثیـر بزرگی در کشورها و کشور عزیـزمـان گـذاشـت و آثـار آن بـاز تا حد زیـادی به جـامـانـده بیگانه نمـودن کشـورهـای استـعـمـار زده ازخویــش و غـرب زده و شرق زده نمودن آنـان است به طـوری که خـود را و فرهنـگ و قـدرت خـود را بهیچ گرفـتند و غرب و شـرق, دو قطـب قدرتـمنـد را نژاد بـرتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قـدرت را قبــله گاه عالـم دانســتنـد و وابستگـی به یکـی از دو قطــب را از فـرأــض غیر قابل اجتناب معرفـی نمـودند. و قصه ایـن امر غم انگیز طـولانـی و ضربه هایی که از آن خورده و اکنون نیز می خـوریـم کشنده و کوبنده است. و غم انگیزتر اینکه آنان ملتهای ستـم دیده زیر سلطه را در همه چیز عقب نگهداشته و کشـورهایی مصرفـی بار آوردند و به قدری ما را از پیشرفتهای خـود و قـدرتهای شیطانیشان تـرسانده انـد که جرإت دست زدن به هیچ ابتکاری نداریم و همه چیز خـود را تسلیـم آنان کرده و سرنوشت خود و کشورهای خـود را به دست آنان سپرده و چشـم و گـوش بسته مطیع فـرمان هستیـم و ایـن پـوچـی و تهی مغزی مصنـوعی مـوجب شـده که در هیچ امری به فکـر و دانـش خـود اتکإ نکنیم و کورکورانه از شرق و غرب تقلید نماییـم بلکه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتکار اگر داشتیـم , نویسندگان و گویندگان غرب و شرق زده بـی فرهنگ, آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فکر و قدرت بـومی ما را سرکـوب و مإیوس نمـوده و می نمایند و رسـوم و آداب اجنبـی را هـر چنـد مبتذل و مفتضح باشـد با عمل و گفتار و نـوشتار ترویج کرده و با مـداحـی و ثناجـویـی آنها را به خـورد ملتها داده و می دهند. فی المثل اگر در کتاب یا نـوشته یا گفتاری چند واژه فرنگی باشد بدون توجه به محتـوای آن با اعجاب پذیرفته و گـوینده و نویسندهآن را دانشمند و روشنفکر به حساب میآورند و از گهواره تا قبـر به هر چه بنگریـم اگر با واژه غربـی و شرقـی اسـم گذاری شـود مرغوب و مورد تـوجه و از مظاهر تمدن و پیشرفتگی محسـوب و اگر واژه های بـومـی خـودی به کار رود مطـرود و کهنه و واپـس زده خواهد بود. کودکان ما اگر نام غربی داشته باشند مفتخر و اگر نام خـودی دارند سـر به زیر و عقب افتاده انـد. خیابانها, کـوچه ها, مغازه ها, شـرکتها, داروخانه ها, کتابخانه ها, پارچه ها و دیگر متاعها هر چنـد در داخل تهیه شـده بایـد نام خارجـی داشته باشد تا مردم از آن راضـی و به آن اقبال کنند. فرنگـی مآبـی از سر تاپا و در تمام نشست و بـرخاست ها و در معاشرتها و تمام شئون زندگـی مـوجب افتخار و سـربلنـدی و تمـدن و پیشرفت, و در مقابل آداب و رسـوم خـودی, کهنه پرستـی و عقب افتادگی است. در هر مرض و کسـالتـی ولـو جزئی و قـابل علاج در داخل بـایـد به خـارج رفت و دکترها و اطبإ دانشمند خـود را محکوم و مإیوس کرد . رفتـن به انگلستان و فرانسه و آمریکا و مسکو افتخاری پر ارزش و رفتـن به حج و سـایـر اماکـن متبـرکه کهنه پـرستـی و عقب مانـدگـی است! بـی اعتنایی به آنچه مربـوط به مذهب و معنـویات است از نشانه های روشنفکری و تمدن, در مقابل تعهد به ایـن امـور نشانه عقب ماندگی و کهنه پرستـی است! اینجانب نمـی گـویم ما خـود همه چیز داریـم. معلـوم است ما را در طـول تاریخ نه چندان دور خصـوصا در سده های اخیر از هر پیشرفتـی محروم کرده انـد و دولتمردان خأن و دودمان پهلوی خصوصا و مراکز تبلیغاتی علیه دستاوردهای خودی و نیز خـود کـوچک دیدنها و یا ناچیز دیـدنها, ما را از هـر فعالیتـی بـرای پیشـرفت محـروم کرد. وارد کردن کالاها از هر قماش و سـرگرم کردن بانـوان و مردان خصـوصا طبقه جـوان به اقسام اجناس وارداتـی از قبیل ابزار آرایـش و تزئینات و تجملات و بـازیهای کـودکانه و به مسابقه کشاندن خانواده ها و مصرفی بار آوردن هرچه بیشتر که خـود داستان هایغم انگیز دارد و سرگرم کردن و به تباهی کشاندن جـوان ها که عضـو فعال هستند با فراهـم آوردن مراکز فحشإ و عشرتکده ها و دهها از ایـن مصأب حساب شده برای عقب نگهداشتـن کشورهاست. مـن وصیت دلسـوزانه و خادمانه مـی کنـم به ملت عزیز که اکنـون که تا حدود زیاد و چشم گیری از بسیاری از ایـن دام ها نجات یافته و نسل محروم حاضر به فعالیت و ابتکار برخاسته و دیـدیـم که بسیاری از کارخـانه ها و وسـایل پیشـرفته مثل هـواپیماها و دیگـر چیزها که گمان نمـی رفت متخصصیـن ایران قادر به راه انداختـن کارخانه ها و امثال آن باشنـد و همه دستها را به سـوی غرب یا شـرق دراز کرده بـودیـم که متخصصیـن آنـان اینها را به راه انـدازنـد, در اثـر محاصـره اقتصادی و جنگ تحمیلـی خـود جـوانان عزیز ما قطعات محل احتیاج را ساخته و با قیمتهای ارزان تـر عرضه کرده و رفع احتیاج نمـودند و ثابت کردنـد که اگر بخـواهیم مـی تـوانیـم . باید هشیار و بیدار و مراقب باشیـد که سیاست بازان پیـوسته به غرب و شـرق بـا وسـوسه های شیطـانـی شمـا را به سـوی ایـن چپـاولگـران بیـن المللـی نکشند و با اراده مصمـم و فعالیت و پشتکار خـود به رفع وابستگیها قیام کنید و بـدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و آمریکا و شـوروی کـم ندارد و اگر خودی خـود را بیابد و یإس را از خود دور کند و چشـم داشت به غیر خـود نداشته باشـد, در دراز مـدت قـدرت همه کـار و سـاختـن همه چیز را دارد و آنچه انسان های شبیه به اینان به آن رسیده اند شما هـم خواهید رسید به شرط اتکال به خداوند تعالـی و اتکإ به نفـس و قطع وابستگـی به دیگران و تحمل سختـی ها برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه و خارج شـدن از تحت سلطه اجانب. و بر دولتها و دست اندرکاران است چه در نسل حاضر و چه در نسل های آینـده که از متخصصیـن خـود قـدردانـی کنند و آنان را با کمکهای مادی و معنوی تشـویق به کار نمایند و از ورود کالاهای مصـرف سازو خانه بـرانداز جلـوگیـری نماینـد و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند و از جـوانان, دختران و پسران می خـواهـم که استقلال و آزادی و ارزشهای انسانی را ولـو با تحمل زحمت و رنج فـدای تجملات و عشـرتها و بـی بنـدوبـاریها و حضـور در مراکز فحشإ که از طرف غرب و عمال بی وطـن به شما عرضه می شـود, نکنند; که آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهی شما و اغفالتان از سـرنـوشت کشـورتان و چاپیـدن ذخایـر شما و به بنـد استعمار و ننگ وابستگی کشیدنتان و مصرفی نمـودن ملت و کشـورتان به چیز دیگر فکر نمی کنند و می خـواهند با ایـن وسایل و امثال آن شما را عقب مانده و به اصطلاح آنان نیمه وحشـی نگهدارند .
و ـ از تـوطئه های بزرگ آنان چنانچه اشـاره شــد و کـرارا تذکـر داده ام, به دست گرفتـن مراکز تعلیـم و تـربیت خصـوصا دانشگاهها است که مقـدرات کشـورها در دست محصـولات آنها است. روش آنان بـا روحـانیـون و مـدارس علـوم اسلامـی فـرق دارد بـا روشـــی که در دانشگاهها و دبیرستان ها دارند. نقشه آنان برداشتـن روحانیون از سر راه و منزوی کردن آنان است یا با سرکـوبـی و خشـونت و هتاکی که در زمان رضاخان عمل شد, ولـی نتیجه معکـوس گرفته شـد, یا با تبلیغات و تهمتها و نقشه های شیطانـی بـرای جـدا کردن قشر تحصیل کرده و به اصطلاح روشـن فکر که این هم در زمان رضاخان عمل می شد و در ردیف فشار و سرکوبی بـود و در زمان محمدرضا ادامه یافت بدون خشـونت ولی موذیانه. و اما در دانشگاه, نقشه آن است که جـوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خـودی منحرف کنند و به سوی شرق یا غرب بکشانند و دولتمردان را از بیـن اینان انتخاب و بر سرنـوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هر چه می خـواهند انجام دهند. اینان کشـور را به غارت زدگی و غرب زدگـی بکشانند و قشر روحانـی با انزوا و منفـوریت و شکست قادر بـر جلـوگیـری نباشـد. و ایـن بهتریـن راه است بـرای عقب نگهداشتـن و غارت کردن کشـورهای تحت سلطه, زیرا برای ابر قـدرتها بی زحمت و بـی خرج و در جـوامع ملـی بـی سـروصـدا هـر چه هست به جیب آنـان مـی ریزد. پـس اکنـــون که دانشگاهها و دانشسـراها در دست اصلاح و پـاکسـازی است بـرهمه ما لازم است با متصـدیان کمک کنیم و برای همیشه نگذاریـم دانشگاهها به انحراف کشیده شـود و هرجا انحرافـی به چشـم خـورد با اقـدام سریع به رفع آن کـوشیـم و ایـن امر حیاتی باید در مرحله اول با دست پرتـوان خـود جـوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گیرد که نجـات دانشگـاه از انحـراف, نجـات کشــور و ملت است . واینجانب بــه هــمـه نـوجـوانان و جـوانان در مـــرحله اول و پــدران و مـادران و دوستـان آنها در مـرحله دوم و به دولتمـــــــردان و روشنفکران دلسوز برای کشور در مرحله بعد وصیت می کنم که در ایـن امر مهم که کشـورتان را از آسیب نگه می دارد با جان و دل کـوشـش کنیـد و دانشگـاهها را به نسل بعد بسپـریـد. و به همه نسل هــای مسلسل تـوصیه مـی کنـم که بـرای نجـات خـود و کشـور عزیز و اسلام آدم سـاز, دانشگـاهها را از انحـراف و غرب و شـرق زدگــــی حفظ و پاسداری کنید و با ایـن عمل انسانی اسلامی خود دست قدرتهای بزرگ را از کشـور قطع و آنان را ناامید نمأیـد. خـدایتان پشتیبان و نگهدار باد.
ز ـ از مـهـمـات امــور تـعـهد وکـلای مـجـلــس شــورای اسـلامـی است. ما دیدیـم که اسلام و کشـور ایران چه صدمات بسیار غم انگیزی از مجلس شورای غیر صالح و منحرف از بعد از مشروطه تا عصر رژیـم جنایتکار پهلـوی و از هر زمان بـدتر و خطرناکتـر در ایـن رژیـم تحمیلـی فاسـد خـورد و چه مصیبت ها و خسارتهای جان فـرسا از ایـن جنایتکاران بی ارزش و نـوکرمآب به کشـور و ملت وارد شد. در ایـن پنجاه سال یک اکثریت قلابی منحرف در مقابل یک اقلیت مظلـوم موجب شد که هر چه انگلستان و شـوروی و اخیرا آمریکا خـواستند با دست همیـن منحرفان از خدا بـی خبر انجام دهند و کشـور را به تباهی و نیستـی کشاننـد. از بعد از مشـروطه هیچگاه تقریبا به مـواد مهم قانـون اسـاسـی عمل نشـد. قبل از رضاخـان بـا تصـدی غرب زدگان و مشتی خان و زمیـن خـواران و در زمان رژیم پهلـوی به دست آن رژیـم سفـاک و وابستگـان و حلقه به گـوشـان آن. اکنـون که بـا عنـایت پروردگار و همت ملت عظیـم الشإن سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلا از خـود مـردم و بـا انتخاب خـودشان بـدون دخـالت دولت و خان های ولایات به مجلـس شـورای اسلامـی راه یافتند و امید است که با تعهدآنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیری از هر انحراف بشـeد. وصیـت اینجـانب به مــلت در حـال و آتــیه آن است که بـا اراده مصمـم خود و تعهد خـود به احکام اسلام و مصالح کشـور در هر دوره از انتخابات وکلای دارای تعهد به اسلام و جمهوری اسلامـی که غالبا بین متـوسطین جامعه و محرومیـن مـی باشنـد و غیر منحـرف از صراط مستقیـم به سوی غرب یا شرق و بدون گرایـش به مکتبهای انحرافی و اشخـاص تحصیل کـرده و مطلع بـر مسأل روز و سیاستهای اسلامـی به مجلـس بفرستند و به جامعه محترم روحانیت خصوصا مراجع معظم وصیت می کنـم که خود را در مسأل جامعه خصوصا مثل انتخاب رئیـس جمهور و وکلای مجلـس کنار نکشند و بـی تفاوت نباشنـد. همه دیدیـد و نسل آتیه خـواهد شنید که دست سیاست بازان پیرو شرق و غرب, روحانیـون را که اساس مشروطیت را با زحمات و رنج ها بنیان گذاشتنـد از صحنه خارج کردند و روحانیـون نیز بازی سیاست بازان را خـورده و دخالت در امور کشـور و مسلمیـن را خارج از مقام خـود انگاشتند و صحنه را به دست غرب زدگان سپردندوبه سرمشروطیت وقانـون اساسـی و کشـور و اسلام آن آوردنـد که جبـرانـش احتیـاج به زمـان طـولانـــی دارد. اکنـون که بحمدالله تعالـی مـوانع رفع گردیده و فضای آزاد برای دخالت همه طبقات پیـش آمـده است, هیچ عذری بـاقـی نمانـده و از گناهان بزرگ نابخشـودنی, مسامحه در امر مسلمیـن است. هر کـس به مقدار توانـش و حیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن باشد و با جـدیت از نفـوذ وابستگان به دو قطب استعمارگر و غرب یا شـرق زدگان و منحرفان از مکتب بزرگ اسلام جلـوگیری نمایند و بـداننـد که مخالفیـن اسلام و کشـورهای اسلامی که همان ابر قدرتان چپاولگر بیـن المللی هستند با تدریج و ظرافت در کشورما و کشـورهای اسلامی دیگـر رخنه و بـا دست افـراد خـود ملتها, کشـورهـــا را به دام استثمار مـی کشاننـد. باید با هـوشیاری مراقب باشیـد و با احساس اولیـن قـدم نفـوذی به مقابله برخیزید و به آنان مهلت نـدهیـد. خدایتان یار و نگهدار باشد. و از نمایندگان مجلـس شـورای اسلامی در ایـن عصر و عصرهای آینده مـی خواهـم که اگر خدای نخـواسته عناصر منحرفـی با دسیسه و بازی سیاسـی وکالت خـود را به مردم تحمیل نمـودند. مجلـس اعتبارنامه آنان را رد کننـد و نگذارنـد حتـی یک عنصـر خـرابکار وابسته به مجلـس راه یابـد و به اقلیتهای مذهبـی رسمی وصیت مـی کنـم که از دوره های رژیـم پهلوی عبرت بگیرند و وکلای خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهوری اسلامی و غیر وابسته به قدرتهای جهان خـوار و بدون گرایـش به مکتبهای الحادی و انحرافـی و التقاطـی انتخاب نماینـد. و از همه نماینـدگان خـواستارم که با کمال حسـن نیت و برادری با هـم مجلسان خـود رفتار و همه کوشا باشند که قـوانیـن خـدای نخـواسته از اسلام منحـرف نبـاشـد و همه به اسلام و احکـام آسمانـی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نایل آیید. و از شورای محترم نگهبان می خواهـم و توصیه می کنـم چه در نسل حاضر و چه در نسل های آینـده, که با کمال دقت و قـدرت وظایف اسلامـی و ملـی خـود را ایفإ و تحت تإثیر هیچ قـدرتـی واقع نشـوند و از قـوانیـن مخالف بـا شـرع مطهر و قانـون اساسـی بـدون هیچ ملاحظه جلـوگیـری نماینـد و با ملاحظه ضـرورات کشـور که گاهـی با احکام ثانـویه و گاهـی به ولایت فقیه بایـد اجـرا شـود تـوجه نماینـد.
و وصیت مـن به ملت شـریف آن است که در تمام انتخابات چه انتخاب رئیـس جمهور و چه نماینـدگان مجلـس شـورای اسلامـی و چه انتخـاب خبـرگان بـرای تعییـن شـورای رهبـری یا رهبـر در صحنه باشنـد و اشخاصی که انتخاب می کنند روی ضـوابطی باشدکه اعتبار می شـود مثلا در انتخاب خبرگان برای تعییـن شـورای رهبری یا رهبر تـوجه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان را روی مـوازیـن شرعیه و قانـون انتخاب نکننـد چه بسا که خساراتـی به اسلام و کشور وارد شـود که جبران پذیر نباشـد و در ایـن صـورت همه در پیشگاه خـداوند متعال مسئول مـی باشنـد. از ایـن قرار عدم دخالت ملت از مراجع و علمإ بزرگ تـا طبقه بـازاری و کشـاورز و کارگـر و کارمنـد همه و همه مسئول سـرنـوشت کشـور و اسلام مـی باشنـد چه در نسل حاضر و چه در نسل هـای آتیه, و چه بسا که در بعض مقـاطع عدم حضـور و مسـامحه, گنـاهـی بـاشـد که در رإس گنـاهـان کبیـره است . پـس علاج واقعه را قبل از وقـوع بـایـد کـرد والا کار از دست همه خـارج خـواهـد شـد و ایـن حقیقتـی است که بعد از مشـروطه لمــس نموده اید و نمـوده ایـم. چه هیچ علاجـی بالاتر و والاتر از آن نیست که ملت در سـرتاسـر کشـور در کارهایـی که محـول به اوست بـرطبق ضوابط اسلامی و قانون اساسی انجام دهد و در تعییـن رئیس جمهور و وکلای مجلـس بـا طبقه تحصیل کـرده متعهد و روشنفکـر بـا اطلاع از مجاری امـور و غیـر وابسته به کشـورهای قـدرتمنـد استثمارگـر و اشتهار به تقـوی و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامـی مشـورت کرده و با علمإ و روحـانیـون بـا تقـوی و متعهد به جمهوری اسلامـی نیز مشـورت نموده و تـوجه داشته باشند رئیـس جمهور و وکلای مجلـس از طبقه ای باشنـ



نوشته شده در تاریخ جمعه 10 خرداد 1392 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :