X
تبلیغات
رایتل

دراویش و شاهمن خودم بالشخصه دیدم که بعضی از صوفیان (دراویش) ادعا کردن که امام خمینی(ره) درویش(صوفی) بوده! اما این یه دروغ محض یا حداقل یه اشتباهه که رخ داده!

امام خمینی آثار متعددی در زمینه های مختلف داشته اما یکی از چیزهایی که در مورد امام خودنمایی میکنه مسئله ی عرفان و عارف بودن ایشون هست. شاید همین مسئله باعث شده که دراویش برای مشروعیت بخشیدن به فرقه ی ضاله ی خودشون، حضرت امام خمینی رو به درویش بودن منتسب کنن!

جالب اینه که خود حضرت امام از مخالفان سر سخت انحراف و کج روی در دین بودن حالا چطور امکان داره که از منحرفان عقیدتی ای همچون دراویش، حمایت کنن؟؟؟

جالب تر اینه که امام در دیوان اشعارش (دیوان اشعار امام ص94) میگه:
از صوفیها صفا ندیدم هرگز

زین طایفه من وفا ندیدم هرگز

زین مدعیان که فاش اناالحق گویند

با خود بینی فنا ندیدم هرگز

حتی نقلی از آقای سید محمد جواد میری در مورد برخورد حضرت امام با برخی از دراویش وجود داره که:

«دراویش آمده بودند توی حجره های فیضیه و جا خوش کرده بودند.هیچ‌کس هم حریفشان نبود.
یک بار آقا روح‌الله با یکی از دراویش جرو بحثی کرد و یک سیلی آبدار گذاشت در گوشش. حالا دیگر حریفشان می‌شدند.بیرونشان هم کردند.»


از همه ی اینها که بگذریم انقدر که عکس از ملاقات و ملازمت برخی از بزرگان دراویش با حکومت طاغت و شخص شاه وجود داره هیچ عکسی از بودن اونها در محضر حضرت امام ندیدم!

هیچ حرفی از برخورد امام خمینی با خودشون به میون نمیآرن و حتی اگه لازم بشه امام خمینی رو منتسب به خودشون میکنن تا بتونن از عظمت شخصیتی حضرت امام به نفع خودشون بهره ببرن و خودشون رو تایید کنن!


همین چند سال پیش اخبار شبانگاهی نشون میداد که یکی از دراویش، توی تهران، نارنجک و مواد منفجره به خودش بسته بود و میخواست وارد خانقاه(محل عبادت دراویش) بشه و اونجا رو منفجر کنه که با برخورد نیروی انتظامی بازداشت میشه!

حالا فکرش رو بکنید که اگه دراویش ریگی توی کفشون نیست و آدمای خوبی هستن چرا باید یکیشون بیاد و بخواد اونها رو با خانقاهشون بفرسته روی هوا؟

اصلا فکرشو بکنید که چه اتفاقی ممکنه برای این فرد افتاده باشه که به اینجا رسیده که حاضر شده از خودش و حتی جون یه تعدادی از کسانی که ممکنه واقعا در اذیت این فرد دخیل نبودن بگذره و اون خانقاه رو منفجر کنه!

در مورد انحرافات عقیدتی، فکری و جنسی دراویش مطالب زیادی در کتابهای مختلف نوشته شده که از حوصله ی این مطلب خارجه.

انحرافاتی مثل تجاوز به برخی از مریدان خودشون، متصور شدن مقام فوق العاده بالا برای بزرگان خودشون که گاهاً اونها رو در حد ائمه و یا حتی بالاتر قرار میدن در عمل،دادن و گرفتن عُشریه که نوعی بدعت هست، ارتباط دو جنس مخالف بدون هیچگونه ضابطه ای،خواندن مثنوی مولوی در مراسماتشون و ادعای اینکه این رو میخونیم چون تفسیر قرآنه، شتحیات یعنی گفتن کلمات و عباراتی که فقط مخصوص خداست ولی برخی از بزرگان دراویش اینها رو گفتن و به خودشون نسبت دادن مثلا ما میگیم «سبحان الله» اما برخی از اونها میگن: «سبحانی».

یا مثلا خداوند متعال میفرماید:«انا الحق» و برخی از بزرگان صوفیه هم همین عبارت رو در مورد خودشون به کار بردن و عبارات دیگه ای که همهی اونها جای بحث دارن.

اما اونها میخوان حضرت امام رو به خودشون منتسب کنن درحالیکه حضرت امام هرگز این منحرفان رو تایید نکرد و حتی باهاشون هم برخورد کرد.

برای آگاهی از برخی انحرافات اونها میتونید به بخش نظرات همین پست مراجعه کنید. چون توی اونجا به سوال یکی از مخاطبان درمورد دراویش پاسخ دادم و بعضی از انحرافات اونها رو بیان کردم.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 مهر 1392 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :