X
تبلیغات
رایتل

مسافرت‏هایی با ایشان کردیم، و خدا می‏داند در مسافرت مشهد، یک اخلاق پدرانه‏ای نسبت به ما مبذول داشتند، که هر وقت یادمان می‏ آید، شرمنده آن روزگارهایی هستیم که در خدمتشان به ارض اقدس مشرف بودیم.

در آن زمان قسمت‏هایی از ایران، زیر نظر دولت‏ های شوروی و آمریکا و انگلستان بود.

وقتی از ارض اقدس برمی‏ گشتیم، در بین راه روس‏ها برای بازرسی جلوی ماشین ما را گرفتند.

همگی پیاده شدیم و چون امام از اول تکلیف مراقب تهجد نماز شب بودند، و این عمل صد درصد از ایشان ترک نشده، بعد از پیاده شدن، خواستند که نماز شب بخوانند، آنجا هم که وسط بیابان بود و آبی وجود نداشت.

یک وقت نگاه کردیم که آبی جاری شد. ایشان آستین بالا زد و وضو گرفت. بعدا نفهمیدیم که تا ایشان نمازش تمام شد، آب بود یا نبود.

به هر حال ما در آن سفر ، یک چنین کرامتی از ایشان دیدیم. چیزهای دیگری هم از ایشان نقل می‏شود، که اگر بخواهم در باره آنها بحث کنم، شاید بطول بینجامد.



(از خاطرات شهید آیة الله صدوقی، سرگذشت‏های ویژه، ج 4، ص117 ـ 118)



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 5 دی 1392 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :