X
تبلیغات
رایتل

امام خمینی در حرم حضرت علی(ع)یکی از خاطرات نجف اشرف شبهایی بود که زوار ایرانی در حرم خدمت امام مشرف می شدند.

در حرم مردم برای دست بوسی و حتی پابوسی امام زیاد ازدحام می کردند ولی آقا نمی گذاشتند کسی پای ایشان را ببوسند و خیلی از این کار ناراحت می شدند، ولی دست بوسی را اجازه می دادند .

چون غالبا زوار ایرانی می آمدند و دست ایشان را می بوسیدند ما هم در اطراف ایشان مواظب بودیم حادثه ای پیش نیاید.

یک شب همان طور که امام در حرم زیارت پیش روی حضرت امیر (ع) را می خواندند و خواستند به بالای سر حضرت تشریف ببرند و زیارت بخوانند من جلو ایشان داشتم می آمدم. تعدادی از رفقا هم پشت سر امام بودند.

دیدم بعضیها اصرار دارند از پشت سر دست امام را بگیرند و ببوسند.

 

در همین حال بود که متوجه شدم امام برخلاف همیشه دستهایشان را زیر عبا پنهان کردند و بر سرعت خودشان افزودند و به بالا سر حضرت تشریف بردند.

بعد ما متوجه شدیم و گزارش دادند که بعضی از ساواکیها برنامه داشتند که از پشت سر دست امام را به عنوان بوسیدن بگیرند و به ایشان آسیب و صدمه بزنند امام با آن دید قوی که داشتند و با آن عنایت پروردگار متوجه شدند و دست شان را دیگر به کسی ندادند.

حتی آنها هم که از جلو می آمدند دیگر نتوانستند دست امام را ببوسند.

(به نقل از: حجة الاسلام و المسلمین رحیمیان از وبلاگ نور ولایت)


حالا فکرش رو بکنید که امام خمینی این مطلب رو از کجا فهمیده بود؟

چرا نیمه ی خرداد رو که رحلت امام هم در اون قرار داشت رو اینطوری بیان کرد که :«انتظار فرج از نیمه خرداد کشم»!!

چطور تونست حمله ی صدام به بعضی از کشورهای حاشیه ی خلیج فارس(کویت) رو پیش بینی کنه؟

چطور تونست قبل از فروپاشی شوروی در نامه ای خطاب به گورباچف گف که از این پس باید کمونیست را در موزه های تاریخ جستجو کرد؟

واقعا آیا ما خمینی رو اونطور که بود شناختیم؟



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 15 بهمن 1392 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :