X
تبلیغات
رایتل

احمد کسروی ،تاریخدان، حقوق دان، پژوهشگر و دانشمندی ایرانی بود که در ابتدا روحانی بود و بعد ها از لباس روحانیت بیرون میاد و مکلا میشه!(مکلا یعنی کسی که کلاه به سر داره). بعدها یواش یواش عقاید خطرناکی بر علیه شیعه از کسروی بروز میکنه و علنی میشه که منجر به مخالفت خیلی ها با این حرفها و اعتقادات میشه!

کسروی انتقادات سنگینی رو به شیعه،تصوف و بهائیت وارد کرد و حتی کتابهایی چاپ کرد و از شیعه گری و تصوف و بهائیت انتقاد کرد.کارش به جایی میرسه که خودش روش مذهب گونه ی جدیدی با نام «پاک دینی» رو پایه گذاری میکنه!

کسروی از مخالفان سرسخت شعر و شاعری بود و به حافظ و سعدی هم توهین هایی رو روا میداشت مثلا حافظ رو «شاعرک یاوه گوی مفتخوار» و سعدی رو «مرد ناپاک» می نامید.

حتی خودش و پیروانش کار رو از این فراتر بردن و در روز 1 دیماه هرسال بعضی از کتابهایی رو که مضر تشخیص میدادن،مثل دیوان حافظ،رمکان ها، کتب دعا،و ... رو می سوزوندن!

 

این گونه اعتقادات مخرب و اقدامات نابجا باعث شد که موضع گیری های تندی بر علیه کسروی از سوی برخی از علماء دینی صورت بگیره! مثلا به عبارت زیر که بی بی سی فارسی اون رو از قول حضرت امام (ره) بر علیه احمد کسروی نقل کرده توجه کنید:«سید روح‌الله خمینی در نامه‌ای سرگشاده ظاهراً خطاب به مردم و روحانیان با عنوان «بخوانید و به کار بندید» به تاریخ اردیبهشت ۱۳۲۳ خورشیدی، در پاسخ به کتاب جنجالی «شیعیگری؛ بخوانند و داوری کنند» از احمد کسروی، وی را «یک نفر تبریزی بی‏سروپا» خطاب کرد و از روحانیونی بود که «مسلمانان با غیرت» را به کشتن «این مرتد جاهل مفسدالارض» فراخواند.»

اشغال ایران توسط متحدین و تبعید رضاخان فضایی رو در کشور درست میکنه که خیلی ها میتونستن عقاید خودشون رو بیان کنن. از یک طرف طلاب دینی در مساجد عقاید اسلامی و دینی رو بیان میکردن و از طرف دیگه کسانی مثل کسروی تونسته بودن عقاید خودشون رو نشر بدن به طوری که فضای بازنگری در مذهب دینی و رسمی کشور برای بعضی ها به وجود اومده بود.

نمونه های مختلفی از درگیری یا برخورد با کسروی بر سر عقاید انحرافیش ثبت شده اما تا بهار 1945 میلادی سوء قصدی به جون اون شنده بود تا اینکه بعد از اومدن طلبه ای به نام «نواب صفوی» از نجف به ایران،در سال 1945 میلادی(1324 هجری شمسی)، اولین سوء قصد صورت میگیره.

یعنی نواب صفوی به کمک دستیارش که خورشیدی نام داشت در میدون حشمت الدوله ی تهران به کسروی حمله میکنن و از چاقو و اسلحه ای که داشتن استفاده میکنن که این سوء قصد باعث مجروح شدن کسروی میشه و کسروی به شدت مجروح میشه و به بیمارستان منتقل میشه!

ضاربین هم بعد از مدت کوتاهی که بازداشت شده بودن با وثیقه ی یکی از بازاریان ثروتمند،آزاد میشن.

خلاصه بعداً جلسه ی دادگاه این اقدام برگزار میشه و کسروی هم که شاکی این ماجرا بود به همراه منشی خودش که سید محمدتقی حدادپور نام داشت در دادگاه حضور پیدا میکنه!

گروه فدائیان اسلام ، به رهبری برادران امامی وارد جلسه دادگاه میشن و کسروی و منشیش رو با استفاده از چاقو و اسلحه، به طرز ناجوری میکشن.

گفته میشه که جلسه دادگاه کسروی غیرعلنی بوده و کسی از زمان و مکان اون خبر نداشته و این اطلاعات توسط بازپرس به فدائیان اسلام داده شده!

بعضی از ضاربین اصلا محاکمه نشدن و برادران امامی هم که دستگیر شدن ادعا کردن که از خودشون دفاع کردن و کسروی اول دست به اسلحه برده و درگیری رو شروع کرده!

از طرف دیگه آیت الله حسین قمی-دومین مرجع عالی رتبه- از نجف به نخست وزیر احمد قوام تلگرافی میزنه و خواهان آزادی ضاربین میشه و نگرانی خودش رو از عدم تقدیر دولت از شجاعت ضاربین کسروی اعلام میکنه.

ضاربین، تحت فشار علما و رهبران مذهبی و بازاریان با نفوذ ،بعد از مدت کوتاهی آزاد میشن.


اگرجه بعضی از تاریخ‌پژوهان معتقدن که فدائیان اسلام با فتوای آیت‌الله عبدالحسین امینی عمل کردن، ولی هیچ فتوا یا ادعای مربوط به اون ظاهر نگشت. آیت‌الله قمی گفت که هیچ فتوایی لازم نیست و کار فدائیان اسلام برابر بااعمال ضروری دین (فروع دین) همچون نماز و روزه‌است. جسد قربانیان، که پوشیده از زخم‌های عمیقی بوده‌است، بدون کالبدشکافی در غروب همان روز ترور، توسط بستگان کسروی به گورستان ظهیرالدوله در شمیران - نزدیک تهران - منتقل شد. سرپرست صوفی قبرستان از دادن اجازه برای دفن آنها به خاطر افکار و اعمال ضد صوفیانه کسروی خودداری کرد. سپس جنازه‌ها برای دفن به محوطه تپهٔ پایکوه امامزاده صالح - که آبک نامیده شده - برده شد.



نوشته شده در تاریخ شنبه 10 اسفند 1392 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :