X
تبلیغات
رایتل

هر ماشینی که میخواست وارد دربار بشه باید رنگش مشکی می بود و حتما باید یه سرنشین می داشت. اون سرنشین باید دم در ورودی از ماشین پیاده می شد و کلاهش رو بر میداشت، لباس ملاقات می پوشید و وقتی وارد اتاق میشد می ایستاد تا اجازه ی نشستن بهش بدن.

حتی وضع طوری بود که چند ساعت قبل ، به فرد آداب ملاقات رو یاد میدادن!

حضرت امام (ره)، سوار ماشین سفید رنگی شد و به دم در کاخ که رسید،گفت:«روح­ الله از طرف آیت­ الله العظمی بروجردی!».

نگهبان گفت:«باید از ماشین پیاده بشید»!

امام گفت: «پس بر می گردیم»

نگهبان هم که این صحنه رو دید بالاجبار، در رو باز کرد و ماشین تا دم در کاخ رفت.

امام با همون وضعیت و بدون تغییر لباس داخل شد و روی صندلی شاه نشست.

 

شاه که وارد شد،صندلی نبود و مجبور شد بایسته تا صندلی براش بیارن.

امام خمینی به شاه گفت: «آیت­ الله بروجردی فرمودند که قاتلین بهائیان ابرقو باید آزاد شوند.»

شاه گفت:«شاه مشروطه چنین کاری از دست­ش برنمی­ آید».

امام دوباره پیام آیت­ الله را تکرار میکنه و بلند میشه و میره.

هیبت امام شاه رو گرفته بود و همون روز فرمان آزادی قاتلان بهائیان صادر شد.


منبع:خاطرات آیت­ الله مسعودی خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 228 با اندکی دخل و تصرف.



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 22 اسفند 1392 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :