X
تبلیغات
رایتل

بنی صدر هم از انقلابیونی بود که تونست با رای مردم ،اولین رییس جمهور ایران بشه اما بعدا با رفتارهای خودش و تحریک مردم موجب شد که حضرت امام خمینی(ره) به سبب رای مجلس اون رو عزل کنه.!

بنی صدر با حزب جمهوری اسلامی رقابت داشت و مثلا حزب جمهوری اسلامی می اومد و روزنامه ی جمهوری اسلامی رو راه مینداخت ، در مقابلش بنی صدر روزنامه ی انقلاب اسلامی رو راه اندازی میکرد.

حتی افرادی که برای نخست وزیری به مجلس معرفی کرد مورد تایید قرار نگرفتن و حزب جمهوری اسلامی، شهید رجایی رو معرفی میکنه که از مجلس رای اعتماد میگیره و بنی صدر هم با اکراه اونو می پذیره اما بعدا در نامه ای به امام خمینی ، وزیران کابینه شهید رجایی رو افرادی بی کفایت خطاب میکنه.

بنی صدر بعد از اینکه رییس جمهوری میشه به دنبال این بود که یواش یواش سپاه پاسداران،دادگاه انقلاب و کمیته رو از دور خارج کنه و اونا رو توی سازمانهای دولتی ادغام کنه و از نفوذ روحانیون کم کنه! البته طرحی هم برای بهسازی وضعیت اقتصادی داشت.

برخلاف خواست حزب جمهوری اسلامی که با بنی صدر تنش داشت، امام خمینی به بنی صدر اجازه میده که قبل از تشکیل مجلس،با ادای سوگند،حکم ریاست جمهوری خودش رو دریافت کنه! حتی امام خمینی برای تثبیت ریاست جمهوری بنی صدر،مقام فرماندهی کل قوا رو به اون میده!

 

 میگن بنب صدر در شیوه ی مبارزاتی خودش معتقد بود که ما باید به شیوه ی هخامنشیان عمل کنیم یعنی اول بذار دشمن وارد خاک ما بشه بعد از پشت سر اونها رو قیچی کنیم و در درون اونها رو از بین ببریم.

ولی وقتی ناکارآمدی این فکر بنی صدر و قدرت ارتش بعث عراق مشخص شد که عراق بخش های زیادی از خاک ما رو زیر پوتین های نیروهای متجاوز خودش درنوردید.

بنی صدر هی به این در و اون در میزد تا یه موفقیت نظامی بدست بیاره.

حتی خودش هم شخصا فرماندهی بعضی از عملیاتهای نظامی رو بر عهده گرفت و در جنگ حضور پیدا کرد. اما ارتش عراق بیدی نبود که با نسیم های ساده ای مثل بنی صدر ، بخواد بلرزه چه برسه به اینکه بخواد شکست بخوره.

حتی بعضی ها شاید معتقد باشن که بنی صدر مثلا در عملیات هویزه میخواسته خیانت کنه اما سردار شمخانی کاملا مخالف این نظره و توی مقدمه ی کتاب حماسه ی هویزه میگه:«شخصا بعضی از آنچه که به عنوان ماجرای هویزه نقل می‌شود،را قبول ندارم ؛ یعنی هرگز هدف بنی صدر شکست عملیات هویزه نبود ...او کسی بود که با بدست آوردن یک پیروزی، می توانست همه مخالفین خود را حذف نماید و مسلم است که هرگز حاضر نبود آگاهانه شکست در یک عملیات را بپذیرد. این نهایت ساد‌ه‌اندیشی است اگر اعلام شود عملیات هویزه، عملیاتی بود که بنی‌صدر در آن خیانت کرده است. بنی‌صدر تمام تدبیر خود را به کار گرفت که عملیات هویزه موفق شود. من خودم در اتاق جنگی که بنی‌صدر در آنجا بود حضور داشتم. "»

از اینجا معلوم میشه که بنی صدر به دنبال تثبیت موقعیت خودش در مقابل مخالفان بود و به همین خاطر میخواست یه پیروزی در مقابل عراق بدست بیاره.

تلاش های بنی صدر کار به جایی نبرد.

نقشه ش برای کنار زدن سپاه و دادگاه انقلاب و کمیته هم به جایی نمیرسه و حتی امام خمینی(ره) شخصا شهید بهشتی رو به ریاست دیوان عالی کشور منصوب میکنه.

در اواخر فروردین 59 شورای انقلاب با تایید حضرت امام به دنبال این بود که دانشگاه ها رو از افراد معاند و اپوزیسیون و ضد انقلاب تصفیه کنن چون دانشگاهها نقش مهمی در پرورش افکار دانشجویان و اقشار جامعه داشتن پس باید محیط پاک میشد. به همین خاطر به اونها 3 روز مهلت میدن که دفاتر خودشون رو تخلیه کنن.

در پی این طرح یه عده در برخی دانشگاهها مخصوصا در دانشگاه تهران موجبات خشونت و درگیری رو فراهم آوردن و با این طرح مخالفت کردن و در مقابلش ایستادن.

خلاصه ، درگیری ها بالا میگیره و حتی یه عده هم کشته میشن و این مسئله سرآغازر رویدادی میشه که ازش بعنوان «انقلاب فرهنگی»  یاد میشه!

بنی صدر هم که از طرفداران انقلاب فرهنگی بود به دانشگاه تهران میره و از طرح انقلاب فرهنگی حمایت میکنه.

14 اسفند59 بنی صدر توی دانشگاه تهران سخنرانی میکنه و از وجود شکنجه توی زندانهای ایران خبر میده. این حرف بنی صدر باعث جنجال زیادی در فضای سیاسی ایران میشه.

بنی صدر دیگه در ماههای اولیه ی سال 1360 از حمایت های امام خمینی برخوردار نبود اگر هم بود در سطح خیلی خیلی پایینی بود. از طرف دیگه مخالفان اون زیاد بودن و اونم با هیچ حزب و گروهی ائتلاف نداشت که بتونه در مقابل مخالفان خودش مخصوصا حزب جمهوری اسلامی بایسته! به همین خاطر به سمت سازمان مجاهدین خلق که بر علیه جمهوری اسلامی دست به اقدام زده بود همپیمان میشه. منافقین هم از بنی صدر حمایت میکنن و توی 29 خرداد 1360 از هواداران خودشون میخوان تا علیه حکومت به خیابونها بریزن!

توی 30 خرداد 1360 تظاهرات مختلفی توی شهرهای مختلف ایران مثل «تهران، آمل، اصفهان، تبریز، شیراز، مشهد، اهواز، اراک، زاهدان، سنندج، همدان، بندرعباس و ارومیه» به راه می افته که حتی میگن توی تهران حدود پانصدهزار نفر با سازماندهی مجاهدین خلق، توی خیابونها به سردادن شعار، اعتراض و درگیری با نیروهای حزب‌اللهی پرداختن.

امام خمینی هم نسبت به این مسئله واکنش نشون میده و امت حزب الله هم سریع وارد عمل میشن و در مقابل این افراد می ایستن و بساط این توطئه برچیده میشه!

روز بعد از این واقعه مجلس شورای اسلامی رای به عدم کفایت بنی صدر میده! یک روز بعد از رای مجلس ، امام خمینی(ره) ، بنی صدر رو عزل میکنه.

مدتی بعد، ریاست جمهوری به شهید رجایی سپرده میشه و ایشون هم محمد جواد باهنر رو به نخست وزیری خودش انتخاب میکنه.

وقتی هم قیام مورد انتظار بنی صدر و مسعود رجوی ، موفق نمیشه، اونها از فرودگاه مهرآباد از ایران فرار میکنن و وارد فرودگاه پاریس میشن.

این ماجرا، ماجرای واقعی و در عین حال تلخ، از خیانت برخی از کسانی هست که روزی از یاران و دوستان انقلاب بودن اما الان در جبهه مقابل اون قرار گرفتن و این شاید به خاطر زیاده خواهی و یا سهم خواهی و یا برخی دیگه از هواهای نفسانی اونها بوده باشه پس باید چشمهامون رو خوب باز کنیم که نکنه یه روز هم خواب غفلت به سراغ ما بیاد و ما هم مثل اونها بشیم.



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 4 اردیبهشت 1393 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :